همه را می بینم
امرو ز گلی از بوته نیاز
از شاخه دوستی
و از باغ روشنایی
برای تو چیده ام
برای تو که با عصای اندیشه گام به گام به سوی نور می روی
برای تو که سفرت از جستجو آغاز شده
و در بقچه درون خورجینت خورشت تلاش داری
اگرچه چون جویبار از فراز هزاران قله می آیید
در نهایت زلال رود اندیشه هایتان ختم به دریای روشنی می شود
روشنی دریانیز از خورشید است
و خورشید یکی از فانوس های راهنمای خلقت به سوی ابدیت است
و ابدیت اقیانوس نور و روشنی است
و تو که می اندیشی
عاقبت جویبار پندار نیکت به اقیانوس خورشید ها خواهد رسید
بر خود می بالم چرا!
چون دوستانی دارم با چشمه نوری دردل
دوستان عزیز :
من واو به واو مطالب تان را می خوانم و
لذت می برم
نوشتم به پاس نوشته هایتان
عکس های زیبایتان
و برای دل خودم که پز شما را داده باشم
موفق باشید
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۰ آبان ۱۳۸۶ ساعت 14:6 توسط آرخا قروه درگزینی
|
دورون بيز آخداراخ دوستلار ينه ميخانه ميخانه