رابطه سالم زن و شوهر از نگاه روان‌پزشكان

رابطه سالم زن و شوهر از نگاه روان‌پزشكان
آزادي‌هاي مشروع همديگر را سلب نكنيد

دكتر محمدولي مجد، روانپزشك و كارشناس مسائل و مشكلا‌ت خانواده است كه معمولا‌ آموزه‌هايش را با زباني ساده و درآميخته با طنز و لطيفه به عموم مردم ارائه مي‌دهد. آنچه پيش رو داريد، خلاصه‌اي از سخنراني گذشته او در بيمارستان ميلاد است كه با نام <زندگي سالم> ارائه شده است.
زنان و مردان زيادي به من شكايت مي‌كنند كه همسر من با ديگران صحبت مي‌كند اما با من حرف نمي‌زند. من به آنها مي‌گويم علت اين است كه شما شنونده خوبي نيستيد. وقتي همسرتان حرف مي‌زند يا به ديوار نگاه مي‌كنيد، يا غذايتان را سرخ مي‌كنيد. وقتي جوك مي‌گويد شما نمي‌خنديد، پس مجبور مي‌شود براي كسي جوك بگويد كه بخندد. وقتي همسرتان كنار شما مي‌آيد با توجه به اين رفتار شما مجبور مي‌شود ساكت باقي بماند. همين سكوت موقعيت مناسبي را براي حرف‌هاي تلخ فراهم مي‌كند. دستور بعدي اين است كه هيچ وقت نبايد وقتي شب به خانه برمي‌گرديد، گزارش روز ارائه كنيد كه مثلا‌ در اداره چه گذشت. گزارش را بايد به رئيس داد. مگر همسر شما رئيس شماست؟ پس هيچ صحبتي از اطلاعات روز نمي‌كنيد و هيچ ضرورتي براي اين كار نداريد. خبردهنده حوادث بد نباشيد. تمام مردمي كه اخبار بد مي‌دهند، هوش كمي دارند. مثلا تلويزيون منزل شما را به سرقت برده‌اند، هنوز شوهر بدبخت پايش را از در داخل نگذاشته اين خبر را به او مي‌دهيد، خب مسلما ناراحت و عصباني مي‌شود. اصلا به او نگوييد. بگذاريد مدتي بعد خبر بدهيد.
سعي كنيد از كلمات خوب استفاده كنيد. سعي كنيد دو تا كلمه حرف خوب ياد بگيريد. مثلا بگوييد وقتي از در تو مي‌آيي خانه روشن مي‌شود. اين يعني به او مي‌فهمانيد كه وجود او محسوس است. از اين كلمات ياد بگيريد و استفاده كنيد. اما ما از آنها استفاده نمي‌كنيم. شوهر كه وارد خانه مي‌شود به جاي اين قبيل حرف‌ها مي‌گوييم كه تلويزيون را دزديده‌اند خوب معلوم است كه همان جلوي در، غش مي‌كند. دادن اطلاعات خوب و قطع اطلاعات بد از توصيه‌هاي مهم در زندگي زناشويي است. اگر خداي ناكرده در بدن شما يك توموري يا بيماري ايجاد شد، خبر دادن اين مسئله به همسر يك ترفند خاصي مي‌خواهد مطمئن باشيد بدترين و نامهربان‌ترين همسرها هم وقتي اين خبر را مي‌شنوند به آنها شوك و استرس بزرگي دست مي‌دهد. مثلا خوب است به او بگوييم كه فكر مي‌كنم بد نيست براي يك مشاوره پيش يك متخصص برويم. موضوع را بيندازيد توي كانال پزشكي، در كانال خبري نيندازيد چون فقط باعث ناراحتي طرف مقابل مي‌شود. در عقدنامه ننوشته‌اند كه حرف نزنيد، نگاه نكنيد يا نخنديد. ما همگي به عنوان انسان حدود مشخصي از آزادي داريم. البته آزادي بي‌حد و حصر و بدون حساب و كتاب را هيچ‌كدام از ما قبول نداريم. اما حدود خاصي از آزادي را داريم و نبايد آن را از يكديگر بگيريم. ما وقتي مهماني مي‌رويم همه خوشحاليم اما وقتي از مهماني‌ بازمي‌گرديم اغلب عصباني و در حال دعوا هستيم. <چرا فلان حرف را زدي>، <چرا به فلاني نگاه كردي>، <چرا خنديدي>، اين كارها درست نيست مگر بايد كور بود؟ كر بود؟ چرا بايد آزادي‌هاي مشروع همديگر را از بين ببريم.
درخواست‌هاي ما در زندگي زناشويي بايد در حدي باشد كه از عهده طرف مقابل بربيايد. اگر از زندگي زناشويي اين احساس را داشته باشيد كه اول همسرم بعد من، يعني ما نفر دوم خانه هستيم. احساس ما بايد هميشه اين طوري باشد. يعني همسر ما بايد هميشه نفر اول خانه باشد خودبه‌خود وقتي اين طور فكر مي‌كنيد انتظارات پايين مي‌آيند. بعضي از مردم اصولا زياد درخواست مي‌كنند. هر كاري براي آنها بكنيد كافي نيست و باز هم درخواست دارند. اگر اين درخواست‌ها در چهار چوبي باشد كه طرف مقابل از پس آن بربيايد مشكلي نيست. اما زمان درخواست هم مهم است. مثلا بعضي درخواست‌ها را بايد در 5 ساله اول زندگي مطرح كرد، برخي را در 5 ساله دوم و برخي را هيچ‌وقت نبايد اظهار كرد. ما مي‌توانيم درخواست‌هايمان را با هم تطبيق بدهيم. گاهي زنان شكايت دارند كه شوهر ما به ما توجه نمي‌كند. مثلا نمي‌داند كه من الان حالم خوب نيست. وقتي من حالم خوب نيست نبايد بيرون برود و بايد در خانه بماند و به من برسد مثلا شكايت مي‌كنند كه من رنگ ابروهايم را عوض كردم اما او نفهميد. رنگ ديوار را عوض كردم باز هم نفهميد. يعني از ما مردان شكايت مي‌كنند كه بي‌توجه هستيم، البته مردان به‌طور معمول بي‌توجه نيستند چرا كه در يك آشنايي جديد بسيار بادقت و باتوجه هم هستند. مردها به كسي بي‌توجهي مي‌كنند كه از او دلخور هستند. برخي وقت‌ها هم بي‌توجهي ناشي از بيماري‌ها و افسردگي ما است. گاهي اوقات بي‌توجهي‌‌ها ناشي از تناقضات است. برعكس مردها اظهار مي‌كنند كه زنان ما بسيار زياد به ما توجه مي‌كنند.
معمولا درخواست‌هاي ما بايد در افق‌هاي مشترك باشند. يعني در جهتي باشند كه همسرمان بتواند آن را برآورده سازد. برخي از مردم اصلا هيچ وقت درخواستي ندارند كه البته اينها هم ايراد دارند و درست نيست. اگر مردي احساس كند كه همسرش هيچ درخواستي از او ندارد به اين مسئله عادت مي‌كند و هيچ وقت چيزي براي او نمي‌خرد. پس هميشه بايد تا حدود معقولي درخواست داشته باشيم. اگر از همسرتان چيزي نخواهيد اين ايراد شماست، از مردها بخواهيد. مردها هم از اين كه از آنها درخواست شود خوششان مي‌آيد خيال مي‌كنند كه آقا شده‌اند. اگر نخواهيد فكر مي‌كنند آنها را تحويل نمي‌گيريد.
بعضي از خانم‌ها مي‌گويند اگر به شوهرمان ابراز علاقه كنيم لوس مي‌شود، اين حرف‌ها يعني چه؟ اگر اين كار را كرديد و ايشان متقابلا جواب ندادند خوب شما هم ديگر ادامه ندهيد. مديريت اين كار باشماست. بعد از چند وقت خودش مي‌گويد مدتي است كه شما از من تعريف نمي‌كنيد. حالا جواب داريد. بگوييد براي اينكه شما متقابلا جواب نمي‌دهيد. اگر ديديد لوس شده است خوب ولش كنيد و ديگر چيزي نگوييد. يك معامله پاياپاي است. اگر ديديد نتيجه مثبت دارد به كارتان ادامه بدهيد و هرچه مي‌توانيد بيشتر بگوييد. هم بايد تعريف كنيد و هم تعريف بشنويد. يك ماجراي دوطرفه است.
ايراد گرفتن و پشت‌سر هم از همسران هم كار درستي نيست چون نتيجه منفي دارد. ايرادها باحرف‌هاي شما درست نمي‌شود. فقط خودتان و روابط را خراب مي‌كنيد. بگذاريد ايرادها را يك غريبه بگويد. اثرش بيشتر است. از همسرتان انتقاد نكنيد، مشاوره كنيد. ما اول در مشاوره‌ها بررسي مي‌كنيم مي‌بينيم آيا ايرادي كه شما گرفته‌ايد وارد هست يا نه. چون بعضي وقت‌ها ايرادات وارد نيستند. شما نسبت به خودتان و از ديد خودتان سنجيده‌ايد، به نظر من اين مشكلات در مشاوره حل مي‌شود. بايد بعد از ازدواج به همسر حق داد كه با دوستان دوران مجردي خود ارتباطش را حفظ كند. خيلي زياد. مثلا 5 تا دوست نازنين از دوران دبيرستان داشته‌ايم.
ما موجود زنده‌ايم و بايد از اين قبيل ارتباطات داشته باشيم. البته به شرطي كه زمان مشخص داشته باشند و مزاحم زندگي‌ زناشويي ما نشوند. اگر اين ويژگي‌ها را داشته باشند مشكلي ندارد. شوهرانتان را پرهيز ندهيد كه با اين يا آن نگرد. ما وقتي با دوستانمان هستيم خوشحال و خندان مي‌شويم اما وقتي به خانه برمي‌گرديم از ما سوال مي‌كنند كه چرا مي‌خندي؟ با كي بودي كه مي‌خندي؟ اين سوالات از همان سوالاتي هستند كه گفتم پرسيدنشان ممنوع است. شما هم با دوست‌هاي خودتان باشيد. اصلا بعضي وقت‌ها لازم است كه خانم‌ها ما را رها كنند. برويد 4 ساعت با آنها بگرديد البته به شرطي كه آدم‌هاي درست و حسابي باشند.
هيچ‌وقت خواسته‌هاي شخصي ما نبايد اجرا شود. اگر خواسته‌هاي شخصي ما اجرا شد يعني ما ديكتاتور هستيم. خانواده‌هايي كه در آنها ديكتاتوري هست خودبه‌خود متلاشي مي‌شوند.
بسياري از مردم ما عادت كرده‌اند كه خودشان را به ديگران تحميل كنند. اجراي خواسته‌هاي شخصي ما ديكتاتوري است. يعني ما داريم حقوق شخصي اعضاي خانواده‌مان را مي‌گيريم كه به‌خواسته‌هاي خودمان برسيم. خواسته‌ها در زندگي زناشويي به طور مشترك و با توافق انجام مي‌شوند و برخي خواسته‌ها هم اصلا اجرا نمي‌شوند. هيچ‌ اصراري نمي‌توان به اين كار كرد. مردان معمولا بايد ترجيح بدهند كه اول خواسته‌هاي بچه و همسرشان اجرا شود. معمولا زنان هم بايد ترجيح بدهند كه اول خواسته‌هاي شوهرشان و بچه انجام شود. وقتي عقد مي‌كنيم احساس مي‌كنيم طرف مقابل در مالكيت ماست. زندگي آمرانه بدترين مدل زندگي است. اينكه به ديگري امر كنيم چگونه زندگي كند بسيار بد است و اين يكي از شايع‌ترين مدل‌هاي زندگي در ايران است. مردان به زنان امر مي‌كنند و زنان به مردان. اما اين كار درست نيست. بايد به جاي اين، از همديگر خواهش كنيم. البته ما معمولا در يك دوره‌اي اين طوري زندگي مي‌كنيم اما بعدها كم‌كم به سمت زندگي آمرانه مي‌رويم. ما بايد در جمع زندگي كنيم. يعني خانواده‌ها با هم ارتباط داشته باشند. مثلا خانواده خانم با آقا در ارتباط باشد و نيز خانواده آقا با خانم. اگر زن و شوهري تنها زندگي كنند به مرور با همديگر دعوا مي‌كنند.
ما اصولا با چهار گروه از مردم ارتباط داريم. گروه يك، كساني هستند كه با آنها ارتباط خوني داريم مثل پدر و مادر. البته در گروه شماره يك ما دوست‌هاي قديمي خودمان را هم گذاشته‌ايم. اين افراد گاهي بسيار به ما نزديك هستند. با گروه يك، هر 15 تا 30 روز يك بار يك شام و يك مهماني رسمي داشته باشيد. در ضمن ما مي‌توانيم با اعضاي محرم گروه يك تنها و بدون همسرمان هم ملاقات داشته باشيم. چون به هر حال با آنها ارتباط ژنتيك خوني داريم. مردم گروه دو، افرادي هستند كه با آنها ارتباط يك جانبه داريم. يعني كساني كه ما دوست داريم با آنها در ارتباط باشيم اما آنها دوست ندارند. با اين گروه هر 2 تا 3 ماه يك بار آن هم براي 2 تا 3 ساعت رابطه داشته باشيد. گروه سوم مردمي هستند كه آنها دوست دارند با ما ارتباط داشته باشند اما ما نمي‌خواهيم. با اينها هم هر 2 تا 3 ماه يك بار براي 2 تا 3 ساعت بايد ارتباط وجود داشته باشد. اين ملاقات‌ها خيلي قشنگ است. گروه چهارم افرادي هستند كه نه ما و نه آنها هيچ علاقه‌اي به ديدن يكديگر نداريم. با اينها هم هر 6 ماه تا يك‌سال يك‌بار آن هم براي يك ساعت ملاقات داشته باشيد. يعني همه چيز مدون است. اما براي تدوين چنين برنامه‌اي وقت لازم است.

به نقل از هفته نامه سلامت

نحوه محاسبه عامل های هزینه در قبوض تلفن همراه

نحوه محاسبه عامل های هزینه در قبوض تلفن همراه
24 خرداد 1385
خبرگزاري شهر - نحوه محاسبه عامل های هزینه در قبوض تلفن همراه از سوی شرکت مخابرات ایران اعلام شد.
به گزارش خبرگزاري شهر به نقل از روابط عمومی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، فرم موارد مندرج در صورتحساب تلفن همراه و چگونگی محاسبه هر مورد نیز عبارت است از:
1- آبونمان
- فرمول محاسبه : هزینه‌آبونمان رقم ثابت 600/12 ریال برای یک دوره ( 2 ماه ) است.
2- مکالمه‌ شهری
- فرمول محاسبه: نرخ یک دقیقه مکالمه شهری تلفن های همراه به همراه و همراه به ثابت و بالعکس در ساعات شبانه روز به صورت زیر است .
- از ساعت 8 صبح تا 21 447 ریال
- از ساعت 21 تا 8 صبح و روزهای جمعه و تعطیلات رسمی 358 ریال
3- مکالمه‌ بین شهری
- فرمول محاسبه: نرخ یک دقیقه مکالمه بین شهری تلفن های همراه به همراه و همراه به ثابت و بالعکس در ساعات شبانه روز به صورت زیر است .
- از ساعت 8 صبح تا 21 760 ریال
- از ساعت 21 تا 8 صبح و روزهای جمعه و تعطیلات رسمی 536 ریال
4- جابجایی
فرمول محاسبه: شماره تلفن همراه هر مشترک از یک سوئیچ مخابراتی در یک شهر تأمین می شود. آن شهر به عنوان مبدأ مخابراتی مشترک منظور و اگر مشترک از مبدأ خارج شده به شهر دیرگی برود، پس از هر بار تماس به ازای هر دقیقه مکالمه، مبلغی معادل 2 پالس مکالمه تلفن همراه، علاوه بر تعرفه های معمول، برای وی محاسبه می گردد.
5- پیام کوتاه
فرمول محاسبه : برای هر پیام کوتاه ، معادل 30 درصد هزینه یک دقیقه مکالمه تلفن همراه با همراه برای مشترک منظور می شود .
6- خارج از کشور
فرمول محاسبه : تعرفه یک دقیقه مکالمه تلفن بین الملل تلفن همراه از ایران به مقصد سایر کشورها در ساعات شبانه روز به صورت زیر است .
الف ـ کلیه کشورهای جهان به جز نقاط مندرج در بند ب و ج
• از ساعت 8 صبح تا 21 2.022 ریال
• از ساعت 21 تا 8 صبح و روزهای جمعه و تعطیلات رسمی 1.933 ریال
ب ـ کشورهای ویتنام ، کوبا ، سورینام ، گویان فرانسه ، ریونیون ، آنتیل فرانسه و والیس وفوتانا
• از ساعت 8 صبح تا 21 5.234 ریال
• از ساعت 21 تا 8 صبح و روزهای جمعه و تعطیلات رسمی 5.154 ریال
ج ـ افغانستان
• از ساعت 8 صبح تا 21 2.477 ریال
• از ساعت 21 تا 8 صبح و روزهای جمعه و تعطیلات رسمی 2.388 ریال
7- رومینگ بین الملل
فرمول محاسبه : مشترکینی که از سرویس رومینگ بین الملل استفاده می کنند، هزینه مکالمات آنها، براساس تعرفه های کشور میزبان محاسبه می شود.
8- خدمات ویژه
فرمول محاسبه : تعرفه این قسمت فقط اختصاص به سرویس نمایشگر دارد که به طور ثابت در هر دوره مبلغ 10.000 ریال است.
9- پیام صوتی
فرمول محاسبه : هزینه یک دقیقه پیام صوتی تلفن همراه ، معادل 447 ریال است و حداکثر زمان در نظر گرفته شده برای پیام صوتی یک دقیقه و نیم است که برابر با مبلغ 667 ریال می شود.
10- ریز مکالمات
فرمول محاسبه : تعرفه هر نوبت پرینت ریز مکالمات 2.120 ریال است .
11- صورتحساب یک دوره
فرمول محاسبه : جمع کلیه موارد بالا ( از 1 تا 10 ) به عنوان صورتحساب یک دوره در نظر گرفته می شود .
12- مالیات و عوارض
فرمول محاسبه : به تعرفه های مربوط با مکالمات شهری ، بین شهری و بین الملل معادل 6% (5% مالیات و 1% عوارض ) اضافه می شود .
13- بدهی پیشین
فرمول محاسبه : این قسمت شامل مبالغی است که بنا به دلایلی مشترک صورتحساب قبلی خود را پرداخت نکرده است . ( عدم پرداخت به موقع صورتحساب ، عدم دریافت به موقع قبض تلفن همراه و ...)
14- بستانکاری پیشین
فرمول محاسبه : شامل مبالغی است که باید از سوی شرکت مخابرات به مشترک پرداخت گردد. مبنی بر اینکه مشترک اشتباهاً دوبار هزینه‌ قبض ( یک دوره ) را پرداخت کرده باشد ، صورتحساب یک مشترک به حساب مشترک دیگر واریز شده باشد و به مشترک خسارت عدم تحویل سیم کارت ( به موقع ) تعلق گیرد .
15- کسر هزار ریال
فرمول محاسبه : به دلیل رند شدن و سهولت در مبلغ پرداختی صورتحساب یک دوره مشترک اعمال می شود.
16- مبلغ قابل پرداخت
فرمول محاسبه : این قسمت مبلغ نهایی قابل پرداخت از سوی مشترک (پس از انجام عملیات مربوطه) به شرکت مخابرات ایران می باشد.

http://www.Shahr.ir

▲چگونه جانوران به معالجه خود‌ ‌مي‌پردازند؟

چگونه جانوران به معالجه خود‌ ‌مي‌پردازند؟
علم پزشكي، هنر عالي انسان‌ها‌ ‌محسوب مي‌شود. اما ‌جانوران نيز، در برابر بيماري‌هاي خود دست و پا بسته نيستند

حيوانات با‌ ‌مهارت تمام از داروخانه جنگل استفاده مي‌كنند، ‌تا به درمان آلام خود بپردازند. براي‌ ‌مثال شامپانزه‌ها، ‌هنگامي كه احوال خوبي ندارند، برخي از گياهان طبي را ‌مي‌خورند‌. ‌خرس‌ها، زخم‌هاي بدن خود را با صمغ‌هاي ‌ضدعفوني‌كننده درختان معالجه مي‌كنند.
براي‌ ‌پژوهشگران و داروسازان، رفتار جانوران، يك عرصه ‌جديد پژوهشي است. در اين مقاله ‌سعي مي‌كنيم، به اين پرسش پاسخ دهيم كه، آيا غريزه ‌شامپانزه‌ها، راه تازه‌اي براي كشف داروهاي جديد را ‌به ما نشان مي‌دهند؟‌ ‌
‌ ‌پژوهشگران و زيست‌شناسان از جمله مي‌خواهند بدانند ‌كه آيا اين غريزه جانوران،‌ ‌همچنين در اسارت هم به ‌قوت خود باقي است يا نه؟ به همين دليل، كارشناسان علم ‌زيست‌شناسي در باغ وحشي در كشور ‌هلند، كه براي بررسي رفتار ميمون‌ها مجهز‌ ‌شده ‌است، شروع به تحقيق درباره علم پزشكي حيوانات‌كردند.‌
در نزديكي اپنهويل هلند كوه ميمون‌ها قرار دارد كه در ‌حقيقت باغ وحشي است براي‌ ‌پريمات‌ها. بيش از30 گونه ‌متفاوت ميمون‌ها در اين باغ وحش در محيطي زندگي ‌مي‌كنند كه‌ ‌تا حد ممكن مشابه محيط طبيعي آنها ساخته و ‌نگهداري مي‌شود. به همين دليل هم، اپنهويل‌ ‌تنها باغ ‌وحشي است كه، ميمون‌ها در آن از يك باغ نباتات طبي ‌برخوردارند.‌
يكي از زيست‌شناسان، خانم كنستانسه مليشارك درباره ‌رفتار ميمون‌ها درقبال اين باغ‌ ‌نباتات توضيح مي‌دهد: <در ‌واقع 3 امكان وجود داشت. ابتدا اينكه ميمون‌ها توجهي به ‌اين‌ ‌گياهان نكرده و آنها را نمي‌خورند، يا اينكه آنها ‌به‌سادگي همه آنها را خورده و كل‌ گياهان را از خاك ‌بيرون كشيده و نابود مي‌سازند. و يا در مورد سوم، آنها برخي از‌ ‌مواقع، گياهان مشخصي را مي‌خورند و ‌بررسي‌هاي ما نشانگر آن است كه مورد سوم صادق است.>
در نخستين هفته‌ها و ماه‌ها، ميمون‌ها پيش از همه گياه ‌سنبل‌الطيب را مي‌خوردند كه‌ ‌اثري آرامبخش دارد. ‌همچنين در آغاز، برگ‌هاي ترب سفيد هم در ميان آنها ‌خواستاران‌ ‌زيادي داشت. بايد توضيح دهيم كه برگ‌هاي ‌ترب، حاوي نوعي آنتي‌بيوتيك طبيعي هستند‌ ‌كه در ‌درمان عفونت‌ها مفيد است. جالب اينجاست كه، ميمون‌ها ‌برگ ترب و برخي گياهان‌ ‌ديگر را تنها در آغاز مورد ‌استفاده قرار دادند. به اين ترتيب نمي‌توان ادعا كرد،‌ ‌ميمون‌ها اين گياهان را مي‌خورند، زيرا مزه آنها را دوست ‌دارند.
براي مثال، يك روز يكي از ميمون‌ها به درون آب افتاد. او ‌شنا كرده و با پيكري خيس‌ ‌بار ديگر خود را به يكي از ‌جزيره‌هاي موجود در اين باغ وحش رساند. هم‌نوعان ‌او، ابتدا او را به‌جا نياوردند و در هراس اينكه جانوري ‌ديگر، به حيطه آنها نفوذ كرده، به‌ ‌گوشه و كنار گريختند. ‌پس از اينكه همه آشوب‌ها بر طرف شدند، ميمون‌ها به‌صورت مشترك به سوي باغ‌ ‌گياهان خود رفتند و چند لقمه‌اي از گياه‌هاي ‌بابونه و بادرنجبويه خوردند و به اين‌ ‌ترتيب، خود را ‌آرام كردند.‌
به گفته خانم مليشارك، ميمون‌هاي باغ وحش اپنهويل از ‌اين امكان بهره‌مند نبوده‌اند كه اين رفتار را از والدين ‌و بزرگترهاي خود بياموزند. با اين وجود، آنها ظاهرآ‌ ‌از ‌روي غريزه مي‌دانستند كدام گياه چه تاثيري دارد، حتي گياهاني كه در آمريكاي جنوبي، آفريقا و آسيا مي‌رويند‌.‌ كارشناس رفتارشناسي جانوران، ميشائيل هووفمن اينك 17 سال است كه در پي حل اين‌‌ ‌معماست. او در تانزانيا ‌به مطالعه رفتار ميمون‌ها مشغول است و در كنار درمان‌ ‌بيماري‌ها و مقابله با فشارهاي روحي، نوع ديگري از ‌اقدامات پيشگيرانه را براي مبارزه‌ ‌با بيماري‌ها در بين ‌آنها مشاهده كرده است.
او توضيح مي‌دهد تنها 15 درصد از غذاهاي‌ ‌گياهي ميمون‌ها، استفاده‌اي درماني ‌دارند. اغلب اين گياهان شامپانزه‌ها در طول‌ ‌دوره ‌باران‌هاي موسمي و به مقدار بسيار كمي مي‌خورند. تنها ‌برخي از گياهان طبي هستند‌ ‌كه به‌طور منظم و به مقدار زياد ‌خورده مي‌شوند. اينجا، عمل پيشگيري از بيماري‌ها صورت‌ ‌مي‌گيرد. به اين ترتيب كه، شامپانزه‌ها با استفاده دائم از ‌اين گياهان طبي، سيستم‌ ‌دفاعي بدن خود را تقويت ‌ مي‌نمايند و اغلب اوقات هم، در سلامت كامل به‌سر مي‌برند.‌ از طريق خط و زبان، علم پزشكي انسان‌ها، جهش‌هاي ‌عظيمي را در طول تاريخ داشته‌اند. ‌امروزه بيش از 10 ‌هزار داروي متفاوت در بازار به فروش مي‌رسند. علاوه ‌بر اين، بايد‌ ‌از دستگاه‌هاي پيچيده‌اي همچون دستگاه‌هاي ‌راديوگرافي و سي.تي.اسكن نام برد. جانوران،‌ ‌با چنين ‌پيشرفت‌هايي نمي‌توانند رقابت كنند، با اين وجود، آنها از ‌طريق يادگيري و‌ ‌غريزه دقيقا به همان هدفي مي‌رسند كه ‌ما در پي آن هستيم يعني، يك زندگي سالم.
منبع: www.dw-world.de‌

به نقل از روزنامه سلامت

اصول اوليه در برقراري يك رابطه سالم جنسي

اواخر ماه گذشته در تالار اصلي همايش‌هاي بيمارستان ميلاد كنفرانسي برگزار شد با اين عنوان: نرمال سكس! مي‌شد حدس ‌زد اين بار هم پاي همايشي در ميان است كه با يك فيلم آموزشي شروع مي‌شود و با چند مقاله خشك علمي به پايان مي‌رسد اما خوشبختانه اين بار، اين‌طور نبود. دكتر مجد، روان‌پزشك و سخنران اصلي جلسه، حرف‌هايش را در زمينه <نرمال سكس> آن قدر ساده و روزمره به زبان آورد كه همه توانستند حرف‌هايش را درك كنند و با او ارتباط برقرار كنند، به نحوي كه جلسه پرسش و پاسخِ بعد از سخنراني نزديك به يك ساعت طول كشيد. آنچه در پي مي‌آيد، بخشي از صحبت‌هاي دكتر مجد، عضو هيئت علمي دانشگاه علوم پزشكي ايران، در اين جلسه‌است. جاي چنين همايش‌هايي و چنين آموزش هايي در كشور ما بسيار خالي است..‌
يك سوال مهم:‌ ما بايد مسايل جنسي را از چه كساني ياد بگيريم؟ از پدر و مادرمان؟ دوستانمان؟‌ مگر آنها چقدر در اين زمينه تخصص دارند؟ مگر آنها اطلاعاتشان را در اين زمينه از چه كساني گرفته‌اند؟ آيا از كساني به جز پدر و مادرشان و يا دوستانشان؟ نه! من واقعا تاسف مي‌خورم كه ما متخصصان داريم در اين مملكت زندگي‌ مي‌كنيم،‌ آن‌وقت بسياري از هموطنانمان نمي‌دانند كه اين خصوصي‌ترين و مهم‌ترين اطلاعات زندگي ماديشان را بايد از كجا و چطور به دست بياورند؟ تاسف مي‌خورم كه بسياري از هموطنانمان نمي‌دانند رفتار جنسي بهنجار يعني چه؟ و افتخار مي‌كنم كه آموزگار مسايل جنسي ام.‌
يادم هست كه سال 1362 به پيشنهاد امام جماعت يكي از مساجد يافت آباد در خصوص آموزش‌هاي اوليه مسايل جنسي در مسجد سخنراني كردم. آن روز، بعضي‌ها در اوايل صحبتم خيلي خشمگين به من نگاه مي‌كردند، اما در اواخر جلسه احساس كردم كه همه نگاه‌ها صميمي‌تر و همراه‌تر شده و حتي در انتهاي جلسه از من تشكر كردند و تشويقم كردند كه اين كار را ادامه بدهم. حقيقت اين است كه حتي از نظر مذهبي هم ما مكلفيم كه تمام تعاليم جنسي را قبل از ازدواج ياد بگيريم. اين حرف من نيست، حديثي است از امام صادق (ع.) تعاليم جنسي اين امام بزرگوار در احاديث پراكنده، آن‌قدر جامع و مدرن است كه مي‌شود يك مكتب آموزش مسايل جنسي را از آنها استخراج كرد. ‌

گرميجات؟!‌
خيالتان را راحت كنم: گردو، پسته، بادام و ساير گرميجات هيچ ارتباطي با غريزه جنسي ندارند. اگر قرار بود تمام مسايل و مشكلات جنسي با پسته و گردو حل بشود،‌ بنده و امثال بنده به جاي اين كه 27 سال مداوم درس بخوانيم و امتحان بدهيم و زحمت بكشيم،‌ مي‌رفتيم مغازه گردوفروشي باز مي‌كرديم!‌
خيالتان را از مسئله مهم‌تري هم راحت كنم:‌ مسئله ارتباط زناشويي، ربط چنداني به دستگاه تناسلي هم ندارد. نظام جنسي ما توسط مركزي در مغزمان كنترل مي‌شود و همين مركز است كه تمام سيستم‌هاي تناسلي را به حركت درمي‌آورد. محل اين مركز در مغز مياني و در سيستم ليمبيك است. لابد تجربه كرده‌ايد كه همه‌مان وقتي كه افسرده‌ايم يا وقتي اضطراب داريم و يا وقتي كه عصباني هستيم، ديگر ميل جنسي نداريم. چرا؟ چون فرمانِ ميل و ارتباط جنسي بايد از بالا صادر شود، از مغز. و طبيعتا اين فرمان در حالت افسردگي، اضطراب و عصبانيت صادر نمي‌شود. ‌
بعد از مغز، همه چيز در كنترل هورمون‌ها و غدد مترشحه داخلي است: هيپوفيز، هيپوتالاموس، تيروييد، آدرنال، بيضه و تخمدان. هر كدام از اينها كه نام بردم، اگر مشكلي پيدا كنند، ما در مسايل جنسي‌مان به مشكل خواهيم خورد. بعد از هورمون‌ها، نوبت به ژنتيك مي‌رسد. يعني اشكالات ژنتيكي هم مي‌تواند منجر به اشكالات جنسي شود. آنچه بعد از ژنتيك اهميت دارد، سيستم خوني بدن است. اگر كم‌خوني داشته باشيم يا اگر دچار تالاسمي باشيم، در روابط جنسي‌مان مشكل خواهيم داشت. بيماري‌هاي عفوني مثل سل و بيماريهايي نظير ديابت هم مي‌توانند ارتباط جنسي‌مان را دچار اختلال كنند.
اگر دقت كرده باشيد، مي‌بينيد كه تا اين جاي كار، هيچ اسمي از دستگاه تناسلي به ميان نياورده‌ام چون اهميت آنها در روابط زناشويي خيلي كمتر از آن چيزي است كه عموم مردم تصور مي‌كنند. حقيقت اين است كه آلت جنسي براي برقراري يك ارتباط جنسي سالم در رديف ششم اهميت قرار دارد.

‌احساسات مثبت
براي يك ارتباط زناشويي سالم و بهنجار، آموزش مسايل جنسي قدم اول است اما قدم دوم، داشتن احساسات و عواطف مثبت نسبت به همسر است. بايد همسرتان را صميمانه دوست داشته باشيد. معالجه احساسات منفي البته كار آساني نيست. من سال‌هاست كه مشاور ازدواجم و گه‌گاه با خودم فكر مي‌كنم كه اي‌كاش ما زوج‌هاي ايراني 15 يا 20 سال با هم نامزد بمانيم و فقط يك سال ازدواج كنيم! چراكه به وفور ديده‌ام كه بلافاصله پس از آن امضاي كذايي، خيلي چيزها به هم مي‌ريزد. به هر حال، اگر زن و شوهر نسبت به هم احساس مثبتي نداشته باشند در روابط زناشوييشان مشكل خواهند داشت. ‌
بيشتر مردان، طالب زناني هستند كه قابليت‌هايشان را تاييد كنند و قبولشان داشته باشند. توصيه من به تمام خانم‌ها اين است كه از تاييد همسرتان غافل نشويد و به قول معروف، تحويلش بگيريد. اين كار براي همسرتان هم تاثيرات مثبت جسمي در پي دارد، هم تاثيرات مثبت روحي. ‌

اتاق خواب
اتاق خوابي كه قرار است ارتباط جنسي در آن صورت بگيرد، نقش مهمي در سلامت اين ارتباط ايفا مي‌كند. در اتاق خوابي كه آدم به اضطراب مي‌افتد، نمي‌شود يك ارتباط جنسي سالم و آرامش بخش داشت. محيط مورد نظر بايد از هر حيث كاملا امن باشد. اضطراب شايع‌ترين عاملي است كه در سيستم‌هاي گيرنده مغزي اختلال ايجاد مي‌كند. ‌نكات ديگري را هم بايد در ساخت و تزيين اتاق خواب مد نظر قرار داد. از جمله اين‌كه: رنگ اتاق خواب بايد حتما روشن باشد، نور اتاق بايد كافي باشد، آينه بايد حتما وجود داشته باشد و بهتر است كه يك موزيك ملايم و بدون كلام هم گوش‌تان را نوازش بدهد چرا كه در اين شرايط، مغزتان براي يك ارتباط جنسي سالم، آماده‌تر مي‌شود. ‌

بدآموزي‌هاي جنسي
آموخته‌هاي غلط و غيرعلمي را بايد از ذهنمان بيرون بريزيم. خيلي از دختران ما اين حرف غلط را از بزرگترهايشان شنيده‌اند كه مردها پس از رابطه زناشويي نسبت به همسرشان سرد مي‌شوند يا از آنها دوري مي‌كنند و امثال اين حرف‌ها. اين مسئله، بسيار شايع و مهم است. من دختران زيادي را ويزيت كرده‌ام كه به خاطر همين آموزش نادرست، هنگام اولين آميزش جنسي با همسرشان، آنقدر خودشان را منقبض كرده‌اند و به خودشان فشار آورده‌اند كه دچار <واژينيسموس> شده‌اند.‌
تصورات نادرست مردان هم در خصوص مسايل جنسي، خيلي رايج و البته تاثيرگذار است. بسياري از مردان انتظار دارند كه در اولين ارتباط جنسي با همسر‌شان، پرده ضخيمي را به عنوان پرده بكارت به چشم خودشان ببينند! و يا انتظار دارند كه در اولين ارتباط جنسي‌ با همسرشان، خونريزي شديدي را شاهد باشند. اما حقيقت اين است كه پرده بكارت درست مثل مخاط لب، نازك و ظريف است و آن خون هم كه شنيده‌ايد- اگر وجود داشته باشد - چند قطره بيشتر نيست. خلاصه اين كه تصورات نادرست و آموزش‌هاي غلط در اين خصوص فراوانند و تاثيرات ذهني نامطلوبي به بار مي‌آورند. ‌

بهداشت جنسي‌
زن و شوهر قبل از تماس جنسي بايد يك دوش كامل بگيرند و خودشان را خوشبو كنند. استفاده از صابون خوشبو كننده به همين دليل اهميت دارد. موهاي زايد تناسلي بايد حتما تراشيده شود و سيستم‌هاي تناسلي را هم بايد حتما شستشو داد، ترجيحا با 200 سي سي آب ولرم و يك قاشق ساولن مايع.
پس از رعايت بهداشت، نوبت به آرايش مي‌رسد، آن هم يك آرايش كامل. اين فرهنگ، حتي از نظر علمي هم، صحيح نيست است كه خانم‌ها بيرون از منزل آرايش داشته باشند اما درون منزل و در مقابل همسرشان تصور كنند كه از اين كار بي‌نيازند.
توصيه مي‌كنم كه زن و شوهر، عطر و اودكلنشان را هم زود به زود عوض كنند. اصلا خوب نيست كه آدم براي يك مدت طولاني، مثلا سي سال، فقط از يك نوع خوشبوكننده استفاده كند. شايد همسرتان با عطر و اودكلن تازه‌تان ارتباط بهتري برقرار كند. بعد از رعايت تمام اين مراحل، مغازله و معاشقه آغاز مي‌شود. ‌

مراحل اوليه
مغازله با بوسيدن شروع مي‌شود، بنابراين تميز بودن لب و دهان و دندان مهم است. قبل از معاشقه، از چيزهايي مثل سيگار كه نفستان را بدبو مي‌كند، حتما پرهيز كنيد. ترجيحا چيزهايي بخوريد كه نفستان را خوشبو كند. بوسه معولا با لمس همراه است و منظور از لمس، تماس نرم پوست با پوست است، همان طور كه يك مادر كودكش را نوازش مي‌كند. لمس بايد روي صورت، گردن، موها، تنه و . . . و به ملايمت انجام بگيرد. اين لمس را خانم‌ها خيلي دوست دارند و بسياري از خانم‌ها هم طي همين مرحله، ‌ارضا مي‌شوند. متخصصان توصيه مي‌كنند كه شوهر از همسرش سوال كند كه مايل است كدام قسمت از بدنش مورد لمس قرار بگيرد. در حديثي از امام صادق (ع) هم نقل شده است كه زنان در روزهاي مختلف ماه، دوست دارند كه قسمت‌هاي مختلفي از بدن‌شان مورد لمس قرار بگيرد. اين حرف با توجه به تغييرات هورموني خانم‌ها در طي ماه كاملا قابل توجيه و تفسير علمي است. ‌

مراحل آخر
بعد از اين مقدمات، زن براي مقاربت آمادگي كامل پيدا مي‌كند. سيستم كلي مقاربت به شكل قطع و وصل است كه منجر مي‌شود انبساط عضلاني مناسبي در مجاري تناسلي خانم‌ها به وجود بيايد. حركات جنسي بايد به شكل توامان توسط مرد و زن صورت بگيرد و هيچكدام از طرفين هم نبايد منفعلانه عمل كنند. مردان از نظر فيزيولوژيك خيلي زودتر از زنان ارضا مي‌شوند. ‌
خروج ترشحات از سيستم تناسلي مرد به معناي ارضاي جنسي است اما در زنان معمولا سيستم تناسلي در طي يك تماس جنسي كاملا مرطوب است چون غدد ويژه‌اي، نرم و مرطوب كردن مجرا را به عهده دارند. در طي مقاربت، از رد و بدل كردن كلمات عاشقانه و محبت‌آميز هم غفلت نكنيد و بعد از آن نيز از ابراز محبت به همسرتان غافل نشويد. مبادا يكي از طرفين دچار اين توهم شود كه همسرش او را فقط براي رابطه زناشويي مي‌خواهد و بس. اين تصور، تصور زجرآور و آزاردهنده‌اي است.

به نقل از سایت روزنامه سلامت

در مورد بز اخوش چه می دانید ؟

هر روز اول دنیاست

یکی از مهمترین نکاتی که از اختلاف سال شمار هجری شمسی با هجری قمری مشاهده می شود

محصور نبودن ایام است در گذر زمان عید عزا می شود و عزا عید!

فصول ثابت سال خورشیدی در سال قمری به دوران در می اید راستی کدا میک را ثابت فرض کنیم ؟

بارزترین نمود سیال بودن  سال هجری در دامن سال خورشیدی رهایی از قید زمان و مکان است .

حرکت در حرکت چرخش در چرخش راستی مقصد ناپیدای سیاره ها در کدامین سوی جهان هستی است؟

راستی اگر زمان را نیز بعدی از ماده بدانیم  باید مبداء آغازینش را در کجای خلقت جستجو کنیم ؟

کودکی به دنیا می آید برای او امروز اولین روز دنیاست سالها می گذرد محصور در زمان اسیر مکان می شود رشد می کند و در میانسالی بعد از آنهمه تلاش در گوشه ای  می خزد خوش می گذراند و خوش می گذراند تا مر گ بی باور باورش کند.

آیا اینهمه ماه و منظومه و کهکشان بی دلیل به زمانداری مشغولند ؟

آیا اینهمه گردش و چرخش به سخره گرفته شده اند ؟

نکند مقصدی باشد ؟

نکند وحشتی باشد ؟

اندکی راست  کنیم قامت خود

افق رنگینی  در دور است

نکند مقصد ما  سوزان است

نکند حاصل این عمر...

همه جا بوی بهشت می آید

چشم را برهم نه  گوش ها را تو ببند بوی باغ و علفی بر پاکن

گوش دل سنگین است شستشو کن او را

به سروشی که از باغ اهورا ....

 

نغمه ای بود...  از پرویز محمدی سارایو

نغمه ای بود...

این روزها در سارایو غوغایی است.در مناطق مختلف سارایو و در مراکز فرهنگی و هنری و نیز در مکانهای تاریخی برنامه های هنری اجرا میشود.هر سال یک ماه فستیوال رقص و موسیقی ملل تحت عنوان ..شبهای بازار سارایو..برگزار می گردد.و گروه های هنری از کشورهای مختلف در این فستیوال شرکت می نمایند. و بای همین سارایو مملو از جوانان و مردان وزنان هنرمندی است که از گشورهای مختلف امده اند.اغلب با انها ارتباط پیدا می کنیم و گاهی  وبه طور خودمانی با هم همنوازی می کنیم.و گاهی واقعا اجرای موسیقی با این گروها جالب و دلنشین میشود.حدود چهار سال است که ما گروه موسیقی تشکیل داده ایم.بنام گروه موسیقی نوای شرق..چند روز پیش به ما اطلاع دادند که ما هم قرار است که در این فستیوال برنامه اجرا کنیم.چون ما بیشتر موسیقی عرفانی اجرا می کنیم و یکی از برنامه های گنجانده شده برای ما همنوازی با یک گروه موسیقی عرفانی غربی بود. این گروه موسیقی اعضایش ترکیبی بودند از فارغ التحصیلان رشته موسیقی و هنر از چند کشور اروپایی.بیشتر ساز هایشان ساز های ابتدایی بودند.ولی واقعا شگفتی می اَفریدند.ما  زمان زیادی نداشتیم که با اَنها تمرین کنیم.و برای همین نگران بودیم که نتوانیم کار قابل قبولی ارایه بدیم.در طی این شش سال گروه ما در چندین برنامه رادیویی و تلویزیونی شرکت داشته است.و یا در برخی از مراکز هنری اجراهای نسبتا خوبی داشتیم. اما اجرای اینگونه برنامه و بداهه نوازی با یک گروه موسیقی که واقعا قوی و عجیب هستند حسابی ما را نگران کرده بود.مقاماتی از کشورهای مختلف بودند.از جمله برخی از سفرای کشورهای اروپایی.و نیز فرمانده ناتو اَقای ویبر که از دوستان ماست و انسان جالبی است.او عاشق هنر ایرانی است و انسان شوخی است. ومن می بینم که او در اعماق وجودش یک نظامی نیست.بلکه هنرمندی است که شرایط زمانه بر تن او لباس نظامی پوشانده است.وقتی او در شهر تردد می کند دهما پلیس و مامور مناطق تردد او را محافظت می نمایند و چندین ماحافظخصی هم با او هستند.اما او راحت در گالری ما ساعتها وقتش را می گذراند و حتی دوستانش را هم به نزد ما می اَورد. در هر حال او هم حضور داشت.ابتدا گروه مذکور شروع به نواختن کرد و گروه ما هم به ارامی و با احتیاط وارد فضای اعجاب برانگیز نغمه های جوانان اروپایی شد و ما سعی نمودیم با سازهایمان با انها همنوا گردیم.کم کم ما با هم یکی شدیم و گویی از اعماق قلوب خویش و قلوب حاضرین ساز هایمان سخن می گفتند.

ابتدا من با نی وارد جرگه عاشقان شدم.با نوایی که از دورهای دور می امد و باساز دیگر همنوا شدم. و انگاه با دف ...ما قرار بود ۱۵ دقیقه برنامه داشته باشیم.۴۵ دقیقه برنامه ما ادامه یافت.

خود ما هم متوجه نشدیم که وقتمان پایان یافته و مسئولین هم سکوت کردند.سازها و دلهای ما و حاضرین زمان را از میان برده بود.وقتی که از دورهای دور دو باره به حضور رسیدیم.نگاهمان به جمعیت افتاد .همه راضی بودند و همه عاشق و همه یک دل.و فرمانده ناتو تبسمی کرد و گفت عجب..عحب نغمه ای بود..

پيام هاي ديگران        link        جمعه، 20 مرداد، 1385 - parviz mohammadi

راه هاي دوستي و ارتباط با مردم

راه هاي دوستي و ارتباط با مردم
 

در دوستي با ديگران طوري رفتار كنيد كه دلتان مي‌خواهد با شما آن‌گونه رفتار كنند.

1- به حرف ديگران خوب گوش كنيد، مردم براي توجه خاص شما ارزش قائلند.

2-هميشه به دنبال حرف‌هاي مثبتي درباره ديگران بگرديد، به زودي پي مي‌بريد كه احساس بهتري نسبت به خود خواهيد داشت.

3- اگر به عنوان شخصي كه خطري ندارد و حامي ديگران است، شناخته شويد، روابط جديدي پيدا خواهيد كرد.

4- وقتي غلو مي‌كنيد و سعي مي‌كنيد كسي باشيد كه نيستيد، مطمئن باشيد كه مردم مي‌فهمند.

5-ياد بگيريد كه بي‌قيد و شرط عشق بورزيد، مردم را همان‌طور كه هستند، دوست بداريد.

6- وقتي از دوستي دل آزرده مي‌شويد، دل از آن‌ها برنكنيد، به جاي اين كار فكر كنيد و راه‌هايي براي بهبود روابط بيابيد.

7- هنر دوستي با ديگران از والاترين هدف‌هاي زندگي است. دوستان خوب پشتوانه‌اي با ارزش در زندگي هستند.

8- عاشق نشويد، چون در عشق منطقي وجود ندارد، سعي كنيد همديگر را دوست داشته باشيد. فرد عاشق مي‌گويد: «اگر نباشي من مي‌ميرم»، اما فردي كه كسي را دوست دارد مي‌گويد: «من تو را همان‌طور كه هستي مي‌پذيرم. »

به نقل از سایت چماق

چگونه به دوستانمان بگوييم "نه"؟

چگونه به دوستانمان بگوييم "نه"؟
 

برخي اوقـات براي شما پيش آمده كه در مـقابل خـواسته ديگران،برخلاف ميل باطي جواب مثبت داده و درخواسـت او را قبول كرده ايد.ممكن است جواب منفي دادن سخت به نظر برسد ولي ما چند راه مفيد را براي رهاي شـما ازاين مـوقيعت خـاطر نشان ميكنيم. بياد داشته باشـيد كه اگر بـخواهـيـــد كسي را از سر خود باز كنيد ممـكن است مجبور به گفتن "دروغ مصلحتي" شويد.

دروغهايي كه ظريف و بدون ضـرر هـستند و صدمه اي را به طرف مقابل وارد نمي كنند. گاهي اوقات نيز بايد رودربايستي را كنار گذاشت و با صراحت جواب منفـي داد چون در غير اينصورت ممكن است از كار خود پشيمان و مدتها به دليل عواقـب آن دچار مشكل و دردسرشويد. سعي كنيد قدرت "نه" گفتن را در خود تقويت نمايـيد الـبـتـه طـوري كـه باعث كدورت نشود.

برقراري رابطه دوستي

گاهي شخصي از شما درخواست رابـطه دوستـي مـي كند و مـي خــواهد كه بهترين دوست او باشيد ولي شما بدلايل مختلف مايل به اين كار نيستيد.

براي رهاي از دست او بگوييد:

وقت ندارم. به او بفهمانيد كه دوست صميمي بودن نيازمند داشتن وقت زياد و از خود گذشتگي است و شما بدليل ذيق وقت نمي توانيد از عهده اش برآييد.

مسئوليتش را نمي توانم بپذيرم. وارد شدن شخصي بعنوان يك "دوست صميمي" به زندگي باري به مسئوليتهاي فراوان شما اضافه مي كند و شما آنقدر گرفتار هستيد كه نمي توانيد آنرا قبول كنيد.

تو لايق بهترين ها هستي. به او بگوييد كه هر شــخصي لايق داشتن بهترين چيزها در زندگيش است و شما خود در حد و اندازه اي نمي بـيـنـيد كـه بتوانـيد براي او بهترين باشد.

من شخصي منزوي هستم. انزوا و ترس شـديـد از حـضور در اجتماع باعث شده كه شما نتوانيد با ديگران ارتباط برقرار كنيد تا آنجا كه حتـي حـاظر بـه شركت در مراسمات مختلف نيستيد و از آن و حشت داريد. شما بايد از اين مـورد بـه عنـوان آخـرين راه حـل استفاده كنيد و قبل از آن مطمئن شويد كه او اطلاعي از قـابليت هاي اجتماعي شما ندارد.

مراحل بعدي كار

سخاوتمند باشيد. نپذيرفتن دوستي دليل بر تغييرات كلي رفتار شما با او نمي باشد. با او به مهرباني و گشاده رويي رفتار كنيد.

شـخص ديـگري را به او مـعرفي كنيد. او مـمكن اسـت به اين عـلت شـما را بـراي دوستي انتخاب نموده باشد كه تصور مي كرده شما بهترين و آخرين گزينه مي باشيد. افراد ديگري را براي دوستي به او پيشنهاد دهيد.

دم دستش باشيد. هر گاه متوجه شديد كه به كمك و ياري شما نياز دارد دريغ نكرده و داوطلبانه به سراغش رفته و مشكلاتش را حل نماييد.

ضمانت هاي پولي، بانكي و كاري

پول و ضمانت كاري 2 مسئله حساس ميباشند.دوستي كه ميدانيد داراي سوابق سوء و بدحسابي هاي بانكي است به سراق شما آمده و درخواست ميكند كه براي افتتاح حساب يا كار، ضامن او شويد. وقتي موضوع پول بميان آمد به هيچكس اعتماد نكنيد.

براي رهاي از دست او بگوييد:

حساب بانكي خودم هم اعتبار ندارد. وقتي پرونده شما در بانك وضعـيت منـاسبي نداشته باشد چگونه مي توانيد ضامن كس ديگري شويد؟

قولش را به كس ديگري داده ام. با چـهره اي نا اميـدانـه به او بگوييد كه قبلا شخص ديگري اين درخواست را نموده و نمي توانيد براي چند نفر اينكار را انجام دهيد.

دوست ندارم مسائل كاري و دوستي باهم قاتي شوند. اين گفته ميـتـواند روابـط دوستي شما را تضعيف كند چراكه شما اهميت بيشتري براي مسائل كاري قائـل شـده ايد تا روابط دوستي.براي توجيه بهتراست به اوبگوييد كه تجربه تلخي درگذشته داشتيد كه باعث جدايي شمابادوست سابقتان شده و ديگر دوست نداريد آن اتفاق تكرار شود.

مراحل بعدي كار

به او پول قرض دهيد. اگر قبول نكرديد كه ضـامن او بـراي دريافـت وام از بانـك شـويـد، درصورت امكان به او پيشنهاد قرض مقداري پول دهيد. اگرچه ممكن است كه هيچ وقت دوباره روي پـول خـود رانبينيد ولي اين بهتر از آنـست كه بدليل ضامن شدن دردسرهاي بسيار بزرگتري گريبانگير شما شود.

سرپوش گذاري بر جرم و شهادت دروغ

معمولا افراد توقع دارند كه دوستشان بر عمل خلاف و غير قانوني آنها سرپوش گذاشته و براي نجات او شهادت دروغ دهند. اين عمل خلاف از خيانت به همسر گرفته تا دزدي و قتل ممكن است متفاوت باشد. در ايـن حالت شـما تـمايل نـداريد خـودتان را درگـيـر يـك مسئله غيرقاني نماييد.

براي رهاي از دست او بگوييد:

دروغ گوي خوبي نيستم. من بـراي نـجات جان خودم هم نـمي تـوانم دروغ بگويم و اصلا" دروغ گفتن بلد نيستم و مطمئن هستم كه كار را خرابتر مي كنم و داستان تو بر ملا خواهد شد.

در تحقيقات لو ميروم. به دوست خود بفهمانيد كه شخص مناسبي نيستيد كه بتواند هنگام بازجويي بخصوص تحقيقات پليسي دوام بياورد و صحبت نكند.

نمي خواهم براي خانواده ام ايجاد مشـكل كنـم. دردسـر و عـواقب بـد نـاشـي از درگير شدن يك فرد در مسائل غير قانوني براي خانواده آن فرد بيشتر از خود اوست. به دوستتان بگوييد كه نمي خواهيد ريسك از دست دادن خانواده خود را قبول كنيد.

هنگام جرم من در مكاني شلوغ بودم. ممكن است دوستتان از شما بخواهد كه براي او شهادت دروغ بدهيد. به او بگوييد هنگاميكه او مرتكب جرم شده، شما در يك محل شلوغ و پر رفت و آمد بوديد كه بسياري از اين موضوع مطلع هستند و پليس در تحقيقات خيلي راحت متوجه اين مطلب خواهد شد.

مراحل بعدي كار

به او اطمينان دهيد كه چيزي نخواهيد گفت. اگرچـه دادن شـهادت دروغ را قبـول نكرده ايد، به دوست خود اطمينان دهيد كه چنانچه كسي براي پرس وجو پيش شما آمد، خودتان را به بي اطلاعي زده و هيچ پاسخي به او نخواهيد داد.

معرفي براي استخدام

شمادريك شركت يا اداره معتبر و شناخته شده كار ميكنيد و به برخي دلايل نميخواهيد دوستتان در همان مكان مشغول كار شود ولي او درخــواست ميكند كه معرف او شويد تا او نيز همكار شما گردد.

براي رهاي از دست او بگوييد:

تجربه تلخي از اين كار دارم. بگوييد يك بار قبلا اينكار را براي كسي انجام داده ام و كلي برايش دردسر ساز شد، و مشكلات و گرفتاريهايش زيادتر گرديد.

شركت استثنا قائل نمي شود. شـما دوسـت داريـد اين كـار را براي او انجام دهيد ولي شركت درحال حاضر نيازي به استخدام نفرات جديد ندارد و در اين مورد نيز فرقي بين افراد قائل نيست.

با كارگزيني ميانه خوبي ندارم. كساني كه قرار است در نهايت تصميم به استخدام فردي بگيرند روابطشان با شما خوب نيست بنابراين نمي توانيد كمكي بكنيد.

از كار در اينجا خوشت نخواهد آمد. به دوسـتتان بـگويـيـد كه كار در اين شركت آن چيزي نيست كه او تصور مي كند بر عكس بسيار خسته كننده و طاقت فرسا است تا آنجايي كه خود شما هم دنبال كار ديگري ميگرديد.

خارج از تواناييهاي تو است. مهارتها و توانايي هاي او در حدي نيست كه بتواند در آن شركت كار كند.

مراحل بعدي كار

شغل ديگري براي او پيدا كنيد. سعي كنيد از طريق آگهي هاي استخدام در روزنامه و جاهاي ديگر شغلي مناسب برايش پيدا كنيد ويا اينكه از دوستان و آشنايان بخواهيد كه در صورت پيدا شدن كار مناسب دوست شما را مطلع كنند.

استقراض پول

يكي از موارد متداول عدم توانايي شما در گفتن "نه" زماني است كه دوستتان از شما طلب پول به عنوان قرض مينمايد. البته قرض دادن پول براي رفع نياز افراد كار پسنده اي است بشرط آنكه پرداخت آن پول اولا باعث نيازمند شدن شما نشده و ثانيا پول پرداخت شده صرف مصارف بد نگردد.

براي رهاي از دست او بگوييد:

قولـش را به فـرد ديـگري داده ام. خيلي دوست داشـتم كه بـه تـو قرض دهـم اما شخص ديگري قبلا اين پول را درخواست كرده و من به او جواب مثبت دادم.

خودم نياز دارم . به او بگوييد كه برايتان گرفتاري پيش آمده و خود شما به اين پول نياز داريد و تازه اين پول جواب مشكل را نمي دهد. از او بـخـواهـيـد اگر كسي را سراق دارد به شما معرفي كند تا كمي پول قرض نماييد.

پول را خرج كرده ام. اگر تا ديروز آمده بودي بهت قرض مي دادم ولي متاسفانه خريد كرده ام و پول خرج شده.

مراحل بعدي كار

ازاو بخواهيد كمي صبركند. اگر تشخيص داديد كه او پول رابراي عملي نادرست طلب مي كند به بگوييد مدتي صبر كند تا پول جور شود و در اين مدت سعي در راهنمايي و پشيمان كردن او نماييد.

نتيجه: در يك دنـياي ايده آل بهتـرين روش بـراي نپـذيرفتن تقاضاي كسي، گفتن "نه" بدون عذرخواهي و آوردن دليـل به او مي باشـد با ايـنـحال گـاهـي اوقـات "نه" گفتن به دوستان نزديك مشكل بنظر مي رسد. بنابراين اگر شما نمي تـوانيد بـگويـيـد "نه" و در عين حال مايل به "بله" گفتن هم نيستـيـد بهترين راه بعدي عـذرخـواهـي هاي فراوان و بهانه آوردنهاي منطقي و قابل باور خواهد بود.

به نقل از سایت مردمان

همسري موفق باشيد

همسري موفق باشيد
 

1- همسرتان را به بيان احساساتش تشويق كنيد، مطمئن باشيد رابطه شما به طور فوق‌العاده‌اي بهبود مي‌يابد. فكرهاي عميق و احساسات خود را با هم در ميان بگذاريد تا احساس كنيد روابط خوبي با هم داريد. با همسر خود از احساسات خود حرف بزنيد، اين موجب مي‌شود كه زن نسبت به شوهر احساس صميميت بيش‌تر مي‌كند. احتياط در ابراز احساسات از سوي مردها يكي از اشكالات عمده آن‌هاست. يكدل باشيد، نشان دهيد كه حالت و احساس طرف مقابل را درك مي‌كند و از اين عبارت استفاده كنيد، «فهميدم، درست مي‌گويي، آفرين».

2- ياد بگيريد كه چگونه مسؤوليت‌ها را قسمت كنيد، اين كار شانه خالي كردن از مسؤوليت‌ها نيست، درست زندگي كردن است.

3- هرگز در جمع به شريك زندگي‌تان اهانت و بي‌ادبي نكنيد، كه اثرات سوء دارد. هميشه در معذرت‌خواهي نفر اول باشيد.

4- بيشتر روي كارهاي مثبت همسرتان تاكيد كنيد تا اعمال منفي او. بيشتر ستايش و كمتر انتقاد كنيد. اين كار نتايج فوق‌العاده‌اي به بار مي‌آورد. حرفتان را بزنيد و از انتقاد خودداري كنيد، مثلاً به جاي اين كه بگوييد: «تو هرگز به من كمك نمي‌كني»، بگوييد: اگر در شستن ظرف‌ها به من كمك كني بسيار ممنون مي‌شوم».

5- هم صحبتي زن و شوهر، براي رشد بقاي احساس صميميت آن‌ها نقش قطعي دارد، بسياري از زوج‌ها به خاطر نداشتن اين مهارت، گرفتار سوء تفاهم و دلسردي و تكدر خاطر مي‌شوند.

6- با همسرتان از موضوعات مورد علاقه‌اش صحبت كنيد، اگر اين كار از سوي طرفين صورت نگيرد، به مرور صحبت‌ها، سرد و بي‌روح مي‌شود. همسرتان با گفت و گوي خود، گاهي فقط به حمايت شما و گاهي نيز به راهنمايي‌هاي عملي شما نياز دارد، پس بايد نسبت به اشاره‌ها و احساسات همسرتان حساس باشيد تا راه‌هاي مناسب ارتباط با همسرتان را پيدا كنيد.

7- ماهرانه سوال كنيد، يك پرسش نابهنگام، طعنه‌آميز يا بي‌تناسب مي‌تواند از ادامه صحبت جلوگيري كند و ناراحتي به بار آورد. پرسش‌هايي كه با «چرا» شروع مي‌شود، مي‌تواند توليد اشكال كند، مثلاً به جاي «چرا دير كردي؟» مي‌توان پرسيد كه «آيا مشكلي پيش آمده بود كه دير به منزل برگشتي؟ »

8- هر روز به همسرتان كلمات اميدوار كننده بگوييد و كلمات محبت‌آميز به زبان آوريد. از زدن برچسب‌هايي مثل شلخته، خودخواه، بي‌ملاحظه و لجباز به همسرتان خودداري كنيد.

9- از مطلق گويي و استفاده از كلماتي مثل «هرگز» يا «هميشه» خودداري كنيد

به نقل از سایت چماق

همسري موفق باشيد

همسري موفق باشيد
 

1- همسرتان را به بيان احساساتش تشويق كنيد، مطمئن باشيد رابطه شما به طور فوق‌العاده‌اي بهبود مي‌يابد. فكرهاي عميق و احساسات خود را با هم در ميان بگذاريد تا احساس كنيد روابط خوبي با هم داريد. با همسر خود از احساسات خود حرف بزنيد، اين موجب مي‌شود كه زن نسبت به شوهر احساس صميميت بيش‌تر مي‌كند. احتياط در ابراز احساسات از سوي مردها يكي از اشكالات عمده آن‌هاست. يكدل باشيد، نشان دهيد كه حالت و احساس طرف مقابل را درك مي‌كند و از اين عبارت استفاده كنيد، «فهميدم، درست مي‌گويي، آفرين».

2- ياد بگيريد كه چگونه مسؤوليت‌ها را قسمت كنيد، اين كار شانه خالي كردن از مسؤوليت‌ها نيست، درست زندگي كردن است.

3- هرگز در جمع به شريك زندگي‌تان اهانت و بي‌ادبي نكنيد، كه اثرات سوء دارد. هميشه در معذرت‌خواهي نفر اول باشيد.

4- بيشتر روي كارهاي مثبت همسرتان تاكيد كنيد تا اعمال منفي او. بيشتر ستايش و كمتر انتقاد كنيد. اين كار نتايج فوق‌العاده‌اي به بار مي‌آورد. حرفتان را بزنيد و از انتقاد خودداري كنيد، مثلاً به جاي اين كه بگوييد: «تو هرگز به من كمك نمي‌كني»، بگوييد: اگر در شستن ظرف‌ها به من كمك كني بسيار ممنون مي‌شوم».

5- هم صحبتي زن و شوهر، براي رشد بقاي احساس صميميت آن‌ها نقش قطعي دارد، بسياري از زوج‌ها به خاطر نداشتن اين مهارت، گرفتار سوء تفاهم و دلسردي و تكدر خاطر مي‌شوند.

6- با همسرتان از موضوعات مورد علاقه‌اش صحبت كنيد، اگر اين كار از سوي طرفين صورت نگيرد، به مرور صحبت‌ها، سرد و بي‌روح مي‌شود. همسرتان با گفت و گوي خود، گاهي فقط به حمايت شما و گاهي نيز به راهنمايي‌هاي عملي شما نياز دارد، پس بايد نسبت به اشاره‌ها و احساسات همسرتان حساس باشيد تا راه‌هاي مناسب ارتباط با همسرتان را پيدا كنيد.

7- ماهرانه سوال كنيد، يك پرسش نابهنگام، طعنه‌آميز يا بي‌تناسب مي‌تواند از ادامه صحبت جلوگيري كند و ناراحتي به بار آورد. پرسش‌هايي كه با «چرا» شروع مي‌شود، مي‌تواند توليد اشكال كند، مثلاً به جاي «چرا دير كردي؟» مي‌توان پرسيد كه «آيا مشكلي پيش آمده بود كه دير به منزل برگشتي؟ »

8- هر روز به همسرتان كلمات اميدوار كننده بگوييد و كلمات محبت‌آميز به زبان آوريد. از زدن برچسب‌هايي مثل شلخته، خودخواه، بي‌ملاحظه و لجباز به همسرتان خودداري كنيد.

9- از مطلق گويي و استفاده از كلماتي مثل «هرگز» يا «هميشه» خودداري كنيد

به نقل از سایت چماق

چه كنيم تا به ما اعتماد كنند ؟

چه كنيم تا به ما اعتماد كنند ؟
 

اعتماد و احساس امنيت

پيدا كردن فرد امين و مورد اطمينان چه در روابط نزديك و چه در روابط دور يا رسمي كار ساده اي به نظر نمي رسد. انسانها دوست دارند دوستان قابل اعتمادي داشته باشند. دوستاني كه بتوانند براي روزهاي سخت زندگي رويشان حساب كنند.

اعتماد و اطمينان دو واژه اي است كه به ظاهر ساده مي آيد اما در اصل جاي تعمق بسيار دارد. وقتي به فردي اعتماد مي كنيد و حرف دلتان را مي زنيد و سپس آن را از دهان ديگري مي شنويد چه احساسي به شما دست مي دهد.

مطمئنا احساس خوشايندي نيست. شهروندان ما تا چه ميزان به هم اطمينان دارند. در يك خانواده افراد آن خانواده تا چه حد مورد اعتماد هم هستند. اعتماد افراد خانواده به هم يكي از اراكان بهداشت رواني است. وقتي نوجوان يا جوان در خانواده خود فرد مطمئني پيدا نمي كند تا با او روابط نزديك و صميمي داشته باشد ناخودآگاه از خانواده دور شده و به دامن دوستان و بيگانه ها كشيده مي شود و در اين ميان اگر به تور افراد ناباب بخورد آسيبهاي جبران ناپذيري خواهد ديد. اما فردي كه روابط دوستانه با افراد خانواده اش دارد و حمايت عاطفي مي شود از آسيبهاي اجتماعي در امان مي ماند.

چه كنيد تا فردي مورد اطمينان باشيد و ديگران به شما اعتماد كنند.

گذشته يك فرد بهترين مدرك براي پاسخگويي به اين پرسش است. همه ما در شرايط امتحان يا آزمون قرار مي گيريم. همه ما به نوعي به يكديگر امتحان پس مي دهيم. آناني معتمدند كه از چنين آزمونهايي سربلند بيرون آمده باشند. شما مسلما به كساني اعتماد مي كنيد كه قبلا هم اعتماد كرده ايد. با كساني درددل مي كنيد كه قبلا به نوعي فيدبك مثبت دريافت كرده ايد.

از مغازه هايي خريد مي كنيد كه به كيفيت جنس و بهاي آن تا حدي اطمينان داريد. از مسيري رفت و آمد مي كنيد كه تا حدودي امن تر از مسيرهاي ديگر به نظر مي رسد. براي مهمانتان از رستوراني غذا تهيه مي كنيد كه به سلامت آن اطمينان بيشتري داشته باشيد. فرزندانتان را در مدرسه اي ثبت نام مي كنيد كه لااقل از چند نفر تعريف آن را شنيده باشيد. مسلما همين فاكتورها در انتخاب افرادي كه مي خواهيد به آنها اطمينان كنيد، دخيلند. به ديگران اعتماد كنيد تا آنها نيز به شما اعتماد كنند

اصولا هر خصلتي را با كمي تلقين، انتظار از فرد و دادن برخورد مناسب مي توان درشخص ايجاد كرد. وقتي به كسي مي گوييد: «چون به تو اطمينان دارم ... » فرد ناخودآگاه از خود انتظار يك فرد مطمئن را دارد مگر آن كه از لحاظ شخصيتي آدم بي وجداني باشد. اعتماد متقابل يكي از رموز روابط صميمي و صادقانه است. اگر در مقابل اعتماد ديگري نسبت به او بي اعتماد شويد قدر مسلم كم كم اعتماد او نيز نسبت به شما كمرنگ خواهد شد. مردم دوست دارند در مقابل كنشهاي مثبت شان نسبت به ديگران واكنشهاي مثبت دريافت كنند. مردم از اين كه مورد اعتماد كسي قرار بگيرند به خود مي بالند. از اينكه شما او را به ديگري ترجيح داده ايد و محرم اسرارتان نموديد احساس غرور مي كنند، پس هرچه انتقال احساس صادقانه تر باشد همانقدر قويتر و ارضا كننده تر است. اصولا همه مردم از شنيدن سخناني كه بوي تناقض يا ناراستي بدهد مي پرهيزند، چون اين گونه سخنان احساس ناخوشايندي را بوجود مي آورد و مردم خود آنقدر درگير و گرفتار با معضلات زندگي هستند كه جايي براي اضافه بار اينگونه سخنان ندارند.

رابطه اعتماد و احساس امنيت

احساس امنيت عبارت است از احساس آزادي نسبي از خطر. اين احساس وضع خوشايندي را ايجاد مي كند و فرد در آن داراي آرامش جسمي و روحي است. ايمني از عواطف و احساسات زيربنايي و حياتي براي تامين بهداشت رواني است. افراد ناامن، نامتعادلند. شخصي كه دائما احساس عدم امنيت، ترس و خطر از بيرون و درون خود مي كند، نمي تواند انسان سالمي باشد. او با پرخاشگري يا اضطراب واكنش نشان داده و در دنياي ذهني خود مدام در حال دفع كردن خطرات احتمالي است. روابط توام با اعتماد، احساس امنيت را بالا مي برد،‌تاثيري كه احساس ناامني بر انسان دارد ايجاد حالت تنش و برانگيختگي و عدم تعادل است. بعضي از روانشناسان معتقدند كه احساس ناامني يك احساس خالص،‌مجرد و محدود نيست.‌بلكه احساس پيچيده و مركبي است كه بايد به عنوان يكي از صفات اصلي كل شخصيت انسان محسوب گردد. در اين ميان آبراهام مزلو روانشناس انسان گرا از اولين كساني بودكه در اين زمينه نظرات اساسي ارائه داده و چهارده نشانه براي اين احساس برشمرد كه عبارتند از: 1- احساس طرد شدن، مورد عشق و علاقه ديگران نبودن 2- احساس تنهايي 3- احساس اينكه دائما در معرض خطر قرارداد 4- ادارك دنيا به عنوان مكاني تاريك، خصمانه و خطرناك 5- ديدن ديگران به عنوان افرادي بد، شيطاني و خودخواه 6- احساس عدم اعتماد، حسادت و بخل 7- بدبيني 8- گرايش به ناخشنودي و نارضايتي از خود و محيط 9- احساس تنش، فشار و كشمكش دروني توام با خستگي و بي حوصلگي. ناراحتي، كابوس و بي ارادگي 10- گرايش به عيب جويي زياد نسبت به خود 11- احساس گناه و شرمندگي 12- اختلال در پذيرش خود، نياز به قدرت و مقام اجتماعي، جاه طلبي، پيشرفت و پرخاشگري يا بالعكس احساس خودآزاري، وابستگي به ديگران .‌احساس بيچارگي و درماندگي و تسليم در برابر ناملايمات 13- ميل دائمي و شديد براي يافتن امنيت به صورت هدفهاي مكرر و متغير و كاذب 14- خودخواهي، خودمداري و فرد گرايي و اشتغالات ذهني شديد و مستمر.

همانند سازي و احساس ايمني

خانواده شرايط همانند سازي سالم را براي كودك فراهم مي سازد. اولين تجربه مهم عاطفي كودك در اين زمينه معمولا با مادر است. ولي با گذشت زمان كودك با افراد ديگر خانواده نيز مربط مي شود و روابط عاطقي و اجتماعي او گسترش مي يابد. براي مدتها اين محيط جو و فضاي زندگي او را شامل مي شود. تجاربي كه در اين فضاي كوچك كسب مي كند ساختمان اوليه شخصيت كودك را ساخته و خودپنداري و جهان بيني و نگرش او را نسبت به زندگي خود و ديگران به مقدار زياد تعيين مي كند. در خانواده هاي سنتي محدوده ارتباطي طفل وسيعتر و تنوع همانندسازي او بيشتر است. بنابراين اگر نتواند با پدر و مادر ارتباط برقرار كند غالبا با ديگر اعضاي خانواده مرتبط مي شود و بسياري از نيازهاي خود رابر آورده مي كند.‌اما در شهرهاي بزرگ كه خانواده به صورت هسته اي است پدر و مادر بار سنگين تري را به دوش مي كشند و كودكان از روابط عاطفي متنوع محرومند. اين خود سبب ايجاد احساس ناايمني در آنها مي گردد.

رابطه احساس امنيت و محيط بيرون از خانواده محيط كوچه، محله، شهر و مدرسه نيز در تشديد احساس ايمني يا نا ايمني بسيار موثر است. ممكن است اين شرايط مانند فضاي خانواده تاثيرات خيلي عميق و وسيع نداشته باشد.

زيرا كودك معمولا در معرض تاثير آنها كمتر از تاثيرات خانواده قرار مي گيرد.ليكن به هر حال پژوهشهاي مختلف نشان داده كه شرايط اجتماعي افراد اگر مثتب باشد خصوصيات مثبت آنها را تقويت مي كند و اگر منفي باشد صفات و واكنشهاي منفي آنها را برمي انگيزد. مدرسه نيز اگر فضاي مناسبي نداشته باشد بر خود پنداري كودكان اثر منفي داشته و احساس حقارت و ناايمني را در آنهاتشديد مي كند. اگر كودكي به طور مداوم به علل مختلفي اعم از عدم توجه والدين يا اولياي مدرس در كوچه، محله يا مردسه مورد اذيت و آزار، تحقير و تهديد قرار گيرد به احتمال قوي دچار احساس اضطراب و ناايمني گشته يا درونگرا و تخيلي مي شود.

گاه نيز اين احساس ناايمني را با پرخاشگري جبران مي كند. در اثر پرورش در اين گونه محيط ها بسياري از كودكان بزهكار، دزد، قاتل،‌ منحرف، بيمار رواني يا معتاد مي شوند. زيرا لطمات شديدي كه به شخصيت آنها وارد آمده آنها را حقير و ناايمن كرده، در نتيجه با ناسازگاري با دنياي ناامن و نامهربان مقابله مي كنند.

به نقل از سايت تكچين

روشهاي برخورد با نق زدن

روشهاي برخورد با نق زدن
 

آشغالا رو بردي بيرون؟ كي صندلي رو اينجا گذاشته؟ بـه چي داري فكر مي كني؟ گوشت با منه؟ " همه ما با ايـن سوهان روح آشنايي داريم -- بعد از يك روز خسته كننـده به خانه برميگرديد و هنوز زمين نشسته شروع ميشود.

هميشه اينجـوري نـبـوده. درسـتـه؟ هـمـسر شـمـا عـادت داشت وقتي ساندويج از دستتان مي افتاد بخـندد و زمين را تميز كند و فكر ميكرد وقتي با كفشهاي خود در اتاق راه مـي رويـد چقدر جالب است. خوب البته كه اين طـور بـود،حداقل همسرتان مي خواست شما آنگونه برداشت كنيداما همان طـور كه همه ما ميدانيم، جنس مؤنث اگر نابـغه نباشد، زيرك و باهوش است و همسرشما ازاين موضوع آگـاهـي داشـته كـه براي بدام انداختن و پايبند نمودن شما مجبـور اسـت امـيـال خـود را سركوب نموده و از ابراز عقيده در مورد ناپختگي ها و خطاهايتان صرفه نـظـر كنـد. اكنون كه دم به تله داده ايد، ممكن است دچار دردسر شويد.

بگذاريد موضوع را بشكافيم؛اغلب زنها هميشه در حال نق زدن، و اغلب مردها هميشه در حال فريب دادن هستند. خيـلي راحـت بـگويـيـم، ايـن طبـيـعت بـشر است. همچنين مي توانيد خاطر جمع باشيد كه آنچه كه همسر شما در موردش به نـق زدن مي پردازد خطاي خود اوست. بسيار خوب، بسيار خوب، فقط در 99 درصد از موارد تقصير او است. احتمالا وي تصور نموده داراي مـقداري اضافه وزن شده و براي كاهش وزن به دليلي نياز دارد، اما مـطمئـن باشـيد كه شما آن نفري نيستيد كه بايد قرباني خبر " چاق شدن" او گرديد.

بنابراين از آنجايي كه ما مي دانيم زن ها بـدون هيـچ دلـيل مشخصي شروع به نق زدن مي كنند، مـمكن است بخـواهيم علت واقـعي اين عــمل آنها و چگونگي برخورد با آن را بياموزيم.

چرا او نق ميزند

بـهمين زودي احساس گناه نكنيد چـون احتـمال اينكه نق زدنهاي او ارتباط بسيار كمي با شما داشته باشد زياد است.اما انصافا، اگـر او 10 بار از شما "خواهش" كرد كه سطل آشغال را بيرون بگذاريد و سپس "گـفت" كه آن كار را انجام دهيد پيش از اين كه خودش آن را خالي كند ولي شما اهميت نداديد، آنگاه در ايجاد مشكل مقصر خواهيد بود.

طبيعت زنانه

اغـب زنـان نق مي زنند چون اين عمل جزء طبيعتـشان است. آنهـا در مـحـيـطـي رشــد يافته اند كه در اطراف خود بسياري از زنـان را در حـال نـق زدن ديده اند و به آنها آموخته شده است كه بهترين راه رفتار با مردها همين است. اين موضوع در مورد زنـانـي كـه در حال بالغ شدن مي باشند بيشتر صدق ميكند، چراكه اكثر آنها بر اثر شستشوي مغـزي تـوسط عواملي همانند برنامه هاي تلويزيوني كه اغلب كوتاهي ها و كاستيهاي مـردان را متذكر ميشوند، مستعد نق زدن ميگردند.

بزرگنمايي مسائل

گاهي اوقات زنها بخاطر يك موضوع ظـاهرا بي اهميـت نق ميزنند فقط به دليل اينكه آنرا بزرگ نموده و پر اهميت جلوه دهند. همسرتان مي دانـد كـه ايـن نـق زدنـها باعث آزرده خاطر شدن شما مي گردد و از اين عصبانيت براي فرونشاندن آنچيزي كــه در اصل باعث آزردگيش شده است، استفاده ميكند.

غير منطقي بودن

پذيرشش اندكي مـشكل اسـت ولـي بـايد قبول كنيد كه اكثر زنها كمي در افكار و اعمال خود غير منطقي مي بـاشـنـد. بـنـابرايـن بـه يــاد داشته باشيد كه وقتي نق زدن شروع مي شـود مـمـكن است بر اساس تفـكرات و بـرداشـتـهاي غيـر منطقي بوده باشد. زياد موضوع را جدي نگيريد.

انواع اشخاص نق زن

بيگناه: چنين شخصي منظور واقعيش نق زدن نيست. همسرتان مي خواهد براي آگاه نـمودن شــما از برخي از مسائل آنها را به گـونه اي مـطـرح كـنـد كـه عـصـباني نشويد و مجادله اي صورت نگيرد. احتمالا نيت و قصدش خير است، و فـقط كمي براي رسيدن به اين هدف بايد تلاش كند.

حراف: چنين فردي بنظر ميرسد هيچگاه توقف نكند. اما نق زدنهاي او بندرت تبديل بــه مجادله و نزاع ميگردد چرا كه شما احتملا ياد گرفته ايد كه چگونه با او كنار بياييد.

معما گو: واي، نق زني كه بدون نق زدن نق ميزند ( ايـن جـمـله را 5 بار سريع و پشت سر هم تكرار كنيد ). او چيزهايي شبيه به اين مي گـويد: " دوسـت داري سعي كني و حـدس بزني چرا بشقابهاي سبز توي كابينت نيستند؟". شما نميدانيد او در مـورد چـي صحبت ميكند، و او مي داند.

سه پيچ: اگر درحاليكه جيغ ميزند مغزتان را منفجر نكند،با خوش اقبالي روبرو شده ايد. هنگاميكه نق زدن شروع مي شود، گـويي كنار گوش شـما شـيپور نــواخته شده، اتاق تاريك تر شده و شما مي دانيد كه چه اتـفاقي قرار است بيفتند در حالي كه جايي براي فرار و گريختن پيدا نمي كنيد. تحقيقات عملي صورت گرفته در آزمايشگاه هاي مردمان يـك مـدرك قـطـعي را مـشخص نـمود كه چنين افرادي همدستان واقعي و وفادار شيطان هستند!!!

چگونه مي توانيد مشكل را حل كنيد؟

اگر تصميم گذران ادامه زندگي با همسر خود را داريد، بايدبدانيد كه چگونه نق زدن ها را پيشبيني، حل و پيشگيري نماييد. در اين بخش با اين مسائل آشنا خواهيد شد:

آن را پيش بيني كنيد

1- اگر بـدون اينكه تماس بگيريد داريد دير به خانه برمي گرديد، خود را آماده نق شنيدن كنيد. برايش گل آورده و بگوييد كه براي پيدا كردن يك مغازه باز جـهت خريـدن گـل مـجـبـور شديد كلي رانندگي كنيد.

2- اغلب زنها در هنگام عصبانيت از خود علائمي ساطع ميكنند. اگر او بطور غير معمول ساكت است، شما را تحويل نميگـيرد و يا كـلا متـفاوت از روزهــاي ديگر بنظر مي رسد، وقت آن است كه به سراغ باد بزن برويد.

3- به او گوش دهيد. چه بخواهيد باور كنيد چه نخواهيد، اغلب زنها آنچه كه به خاطرش دچار آزرده خاطري شده اند را معمولا يك يا دو بار به ما گوش زد ميكنند؛ ما حرف آنــها را نمي شنويم فقط بدليل آنكه آنها بصورت رمز گونه بخصوصي صحبت مي كـنـند كـه فقط براي زن هـاي ديـگر قـابـل فـهم است. اما اگـر واقـعا درست گوش دهيد، ممكن است به اندازه اي كه بتوانيد خود را از دست نق زدنهاي جان كاه نجات دهيد، متوجه حرفهايــش بشويد.

مشكل را حل كنيد

1- روش خـارج از محدوده. هــمگي ما اين متد را بطور ناخود آگاه انجام مي دهيم، فقط بايد تا آنجايي مهارت كسب كنيد و به اندازه اي استعداد داشـتـه بـاشـيد كه هنگام اجرا هـمسرتان متوجه نشود كه داريد از اين روش استفاده ميكنيد. روش كار ايـن اسـت كـه سر خود را بعلامت موافقت تكان دهيد، در حالي كه حتي متوجه يك كلمه از حرفهاي او نمي شويد لبخند زده و با او موافقت كنيد. از يك گـوش بـشـنويد و از گـوش ديـگر بـيرون دهيد. فقط آماده جواب دادن به سؤال " گوشت با منه؟" باشيد اما اگر پرسيد "بگو چي گفتم؟"، خدا به شما رحم كند.

2- روش "حق با تو است". ايـن متــد تـاثير شگفت آوري دارد. وقتي شروع كرد، سـريـعا قضيه را فيصله ميدهيد. "ميدونم عزيزم بايد هفته پـيش چمن اضافه باغچه رو مي زدم، بعضي وقتها حتي نمي دونم چرا يادم ميره اين كار ساده رو هم انجــام بدم." احتمالا او از شنيدن اين جملات متحير شده و شما جان سالم بدر خواهيد برد.

از آن پيشگيري كنيد

1- عملي غير منتظره انجام داده و هرگونه عامـل بـالقوه نق زا را خنثي كنيد، خود را به انواع و اقسام سلاح هاي ضد نق مجهز نماييد.

2- قبل از اينكه نق زدن شروع شود سعي كنيد بفهميد او از چه چيزي عصباني است و مشكل را حل نماييد. اگر پيش گيري كنيد همسرشما بهانه اي براي نق زدن پيدا نـكرده و ميتوانيد وقتتان را براي مسائل مهمتري همانند بازي Medal Of Honer صرف نماييد!

3- به رابطه تان پايان دهيد.اگر نق زدنها بمرحله اي رسيد كه ديگر تحمل آنرا نداشتيد و با وجود تلاشهاي بسياري تغييري حاصل نـشد، مــمكن است زمان آن رسيده باشد كه به رابطه خود پايان دهيد. البته اين آخرين راه حل است.

جمع بندي كلي

همانگونه كه قبلا اشاره شد، همسر شما بي دليل شروع به نق زدن ميـكند؛ اين يكي از مسـائلي است كه در روابـط طولاني مدت بايد بهايش را پرداخت كنيد. پس اين كاملا به شما بستگي دارد كه تا چه اندازه بتوانيد مشكل را حل كنيد.

بياد داشته باشيد اگر واقعا ميخواهيد همسرتان را براي خـود نگهداريد، بايد او را بـهمراه همه عيوب و كاستي هايش بپذيريد، اما اگر نق زدن ها و مشاجرات كامـلا جـاي اوقـات خـوش را گـــرفته و ديگر از دست شما كاري بر نمي آمد، بايد فكري اساسي بنماييـد... بنابراين مي توانيد جستجوي جديدي را براي يافتن يك زن جديد كه بر سر شما نق بزند آغاز كنيد!

به نقل ازسايت مردمان

7 روش براي كسب احترام

7 روش براي كسب احترام
 

احترام را همه آن را مي خواهند، معدودي بدستش مي آورند.

چـرا؟ به شما خواهيم گفت چرا. احتـرام اكتـسابي است؛هرگز به كسي اهدا نميشــود. امروزه با هجوم مردم بـراي انجام دادن سراسيمه وار كارها، انـدك افـرادي داراي اراده،بـردبـاري يا پشتكار مورد نياز براي مورد احترام واقع شـدن حقيقي مي باشنـد. همانند نوشيدن يك قهوه اسپرسوي خوب، ايـجـاد احـتـرام نـيازمند زمان و درنظر گرفتن جزئيات ظريف است تا بتوان به بهترين نتيجه دست يافت.

احترام همچنين رابطه مستقيم با شـهرت و اعتـبـار شـما دارد. از خود جلوه اي متشخص بسازيد، احترام بـه عنـوان نتيجه ظاهر خواهد شد.

روشهايي براي سرعت بخشيدن به اين فرايند وجود دارد -- حـداقـل براي كوتاه مدت - از طريق برخي راههاي ميان بر. براي مثال خود را در موقعيتي قرار دهيد كـه بـتوانيد قدرت خود را بكار ببريد ( قدرت حقيقي، نه در راس قدرت دربان باشگاه )، آنگاه مقـدار معيني از احـتـرام به شما اعطا خواهد شد، نه بدليل اينكه استحقاقش را داشته ايد، بـلـكه بـه اين خاطر كه موقعيت جديد شما اينطور ايجاب مي كند.

بروي كسي آب دهان نيندازيد

من با يك مامور عاليرتبـه پليس آن قـدر دوستي عميـقي داشتـم كـه مي توانستم روي صورتـش آب دهـان بـيـنـدازم و از او بـخـواهم بدليل اينكه سد راه آب دهانم شده، از من عـذر خواهي كند، اما بخاطر "مقام" او از انجام چنين كار گستاخانه اي خـودداري كـردم. مـن بـراي مـقـام ريـاست احتـرام قــائل هستم، بنابراين بدليل "مقام" او، به رئيس خود احترام ميگذارم نه بخاطر آنچه كه او انجام داده و مستحق احترام من شده است.

بـنابراين بياييد واقيت گرا باشيم؛ اكثريت ما استطاعت تهيه بنز را نداريم، و درصد بسيار كمتري مي تـوانيم موقيعتي قدرتمند را براي خود خـريداري نماييم. با اين شرايط چگونه ميتوانيم مقداري احترام را بسرعت كسب نماييم؟

در اين قسمت هفت نكته وجود دارد كه احتــرام شـما را تضمين نمي كند اما شما را در جهتي صحيح هدايت خواهد كرد. آنچكه بايد بخاطر داشته بـاشيد آن است كه اين نكات نبايد فقط يكبار انجام شده و سپس فراموش گردند، بلكه بايد به عنوان بخشي از سبك زندگي و تصوير جديدي كه در نظر داريد دربيايند.

1- لباس مناسب بپوشيد

صرفه نظر از اينكه در گذشته چه كار كرده ايد، چقدر پول در حـساب بانكي خود داريد، تا چه اندازه مشهور هستيد يا چقدر چاق شده ايـد، يـك شـخص با لباسي شايسته بهتر از يك كهنه پوش مورد توجه قرار ميگيرد.

درمورد هر نوع لباسي صحبت نميكنيم، منظور يك لباس اندازه است كه توسط خياطي ماهـر و چيـره دسـت دوختـه شده است. اكنون زمان ارزان بودن نيست. يك دست كت و شلوار 50 هزار توماني بخريد، آنگاه 50 هزار تومان بنظر خواهيد رسيـد. كــت و شلواري 300 هـزار تـوماني بـخريــد، 300 ميـليون بنظر خواهيــد رسيد. در مــورد كـفـش هـا هـم خسيس نبوده و يك جفت از بهترين آنرا براي خود تـهيـه كنـيـد. هر چـيـز ساخـت ايـتـاليا اتوماتيك وار بهتر از بقيه مي باشد -- پايان داستان.

دهان خود را بسته نگاه داشته و به حقيقت متوسل شويد...

2- ساكت بمانيد

ميدانم كه همه شما تصور ميـكنيد كـه نـابغه ايد، اما واقيت آن است كه نيستيد. در غير اينصورت نيز به هيچ نصيحتي نداشتـيد و جهان بازيچه اي در كف دستان شما مي بود. بنابراين، چون هنوز چيزهاي زيادي براي آمـوختــن وجـود دارد، بـهتـر اسـت كـه دهـان را بسته نگاه داشته و گوش كرد.

خردمند و مرموز بوده و فقط چــيــزي را كــه لازم اســت بــگوييد. در واقع هيچ چيزي را تا زماني كه مجبور نشده ايد، بيان نكنيد. اشتباهات معمولا توسـط افرادي صورت ميگيرند كه بدون دليلي مناسب زبان به صحبت مي گشايند. هرقدر يك فــرد اطـلاعات كمتري از شما داشته باشد، احتمال ماندن وي در فاصله اي محترامانه بيشتر خواهد شد.

وقتي من كسـي را بـراي اوليـن بـار ملاقات مي كنم، مؤدبانه با او سلام و احوال پرسي نموده و تا دو دقيقه بعد از آن چيزي نمي گويم. در ايـن فـاصــلـه آن فـرد ســاده لوح همه اسرار خود را برايم تعريف كرده است؛ كجا زندگي مي كند، روابطش با همسرش چگونه است، شماره كارت اعتباريش چيست و چه تـعداد قرص بـراي رفـع مـشكلات جنسيش مصرف ميكند. اگر شما هم در مكالمات خود اينچنين باشيد، آيا كسي حاظر خواهد بود بعد از آن دو دقيقه باز هم برايتان احترام قائل باشد؟

3- دروغ نگوييد

اگر مجبور به سخن گفتن شديد، به آنچه كه واقعا مي دانيد اكتفا كنيد. دروغ گفتن براي تحت تاثير قراردان و يا جلب احترام ديگران نتيجه معكوس در بر خواهد داشت.

هيچ راهي سريعتر از دروغگويي براي از دست دادن احترام وجود ندارد، بخصوص زماني كه آن دروغگويي با حماقت همراه باشد. اگر چيزي را نميدانيد، بسادگي بگوييد، " مــن در اين مورد نظري نميتوانم بدهم." يك انسان حقيقي كاستي ها و ضـعف هاي خـود را مي پذيرد. اگر طرف ديگر مودب باشد، از شما آنچه كه در تـوانـاييتان است را درخواست نموده، و شما فرصتي پيــدا خواهيــد كــرد كــه در مـورد چيزي صحبت نماييد كه همانند انيشتين جلوه تان دهد.

4- هرگز لبخند نزنيد ( آن را براي همسرتان نگهداريد )

هر وقت مرد رندي را ميبينم كه هـمـگي دندانهايش را نشان ميدهد، هميشه تصوير يك تمساح به ذهنم خطور ميكند. يك انسان مـحترم، يك انسان هوشيار نيز هست. لبخند زدن ميـتـواند جلوه شما را مخدوش نمـايـد و ممكن است ديگران تصور كنند كه شما يك فروشنده اتومبيل دست دوم هستيد.

از لبخند زدن دوري كنيد تا انساني جدي بنظر آييد كه براحتـي تـحت تـاثير قرار نميگيرد. از هر 10 مورد، 9 مورد طرف مقابل حتي سخت تر تلاش خوهد كرد تا مـوافـقـت شما را بدست آورد. در اين شرايط چه كسي به چه كسي احترام مي گذارد؟

در عوض لبخند مليحانه و نشان دادن دنـدانـهاي همـچون صـدف خـود را هـنگـامي كه با همسران هستيد، از او دريغ ننماييد.

5- اطمينان و تواضع

افراد با اطمينان تواناي جـذب بسيـار بـيـشتري نـسبت بـه بقيه افراد دارند. اين اطمينان حـتـي اگـر شامل راه رفتن مغرورانه، وضعيت اندام مناسب يا اخـلاق و رفـتـار شـخـصـي خوب باشد، تصـويـر شـخصي تحت كنترل را نمايان مي سازد كه ميداند چه كاري انجام ميدهد و ميتواند كار را به اتـمام برساند. يك انسان مطمئن ميگويد، "شما ميتوانـيـد بـه قابليتهاي من اعتماد كنيد" و "به گفته هاي من احترام بگذاريد."

به چشمان كسي نگاه كنـيـد. يـك انـسـان مـطـمـئـن هيـچـگاه كثيفي را در كفشهايش مشاهده نميكند چرا كه او هرگز نظرش را به پايين نمي افكند.

مرز بين اطمينان و خود بيني را بياد داشته باشيد. اطـمينـان تـعـادل تـوام بـا فـروتنــي و تواضع ميـباشد. فقط انسانهاي نادان فخر فروشي ميكنند. كسي شما را معرفي ميكند و مي گويد، " آقاي فلاني واقعا زرنگ است، شركتش پارسال 100 ميليون سود كرد."

شـمـا پـاسـخ مـي دهيــد، "حتــي بــا حرفه اي ترين مهارتهاي رهبري در جـهـان، بـدون سربازان كاركشته و خوب، نمي توانستم كـاري انـجام دهم. يك انسان بتنهايي قادر به صورت دادن چيزي نيست." چه كاري انجام داده ايد؟ شـمـا قـابـليتـهـاي خود را در ضمن تحسين ديگران آشكار نموده ايد. چه انسان متواضعي هستيد

6- مؤدب باشيد - احترام و نزاكت را متقابلا رد و بدل نماييد

وقتي كسي را ملاقات ميكنيد، نبايد با بي نزاكتي لـبخنـدبزنيد، اما از طرفي بي ادب نيز نبايد باشيد. محـتـاط بـودن بـه مـعـناي آن نـيست كه نمي توانيد مؤدب باشيد. رفـتـار شايسته نمايانگر خلوص، و خلوص نمايانگر وقار است؛ يك انسان با وقار داراي خصيصه هاي در خور احترام ميباشد.

هيچكسي تا حال بدليل ادب و يا نزاكت زياد دشمنـش بـه جنگ او نرفته است. ادب همچنين به معـنـاي ترسـو بـودن نيست.

7- حافظه خوبي داشته باشيد

يكي از مسائل مهم و كلـيدي تقويت حافظه است، چون علاوه بر دور نگاه داشتن فرد از اشتباهات احتمالي، بـاعــث امتيازات بيشماري در دنياي كار و تجارت مي گردد. اگر نام فـردي كــه از مـعرفي او 30 ثانيه هم نمي گذرد را بياد نياوريد، مانند يك آدم ابله به نـظـر خواهيد آمد.

بـخـاطر آورن اسـامــي و آنچه كه به شما گفته شده، نشان دهنده اين اسـت كـه فـردي هستيد كه به جزئيات توجه داريد، و نيز دقيق، باهوش و فهيم مي باشــيد. لازم نيست يـك سخـنرانـي طـولاني را بـيـاد بـياوريد؛ بخاطر آوردن يك اسم كافي است، و اين باعث مي گـردد طرف مقابل شما احساس خوبي نمايد ( اگر مطلبي را درمورد فرزندانش بياد آوريد، امتيازتان بيشتر مي گردد ). و او چه فـكري خواهـد كـرد؟ " عـجب مـرد محـتـرمي، دوستش دارم. او حتي اسم مرا بخاطر دارد."

پايان داستان

من اولين نفري خواهم بود كه مي پـذيرم يـك دانـشمـنـد سفـيـنـه فـضـايي نيستم: اين مشـاوره كـاملا واضــح و روشن است. برخي چيزها را احتمالا از قبل انجام مي دهيـد، و برخي را نه. بكار بستن همگي اين هـفت قـانـون بـه معناي آن است كه مجبوريد سبك زندگي و نحوه رفتار با آشنايان چندين ساله خود را تغيير دهيد، اما اگـر خـواهـان احترام فوري هستيد، بايد بهايش را بپردازيد.

فقط براي چندين روز آنچه را كه گفته شد انجام دهيد،تفاوت را مشاهده خواهيدكرد. در يك رسـتوران خوب با لباسي شيك قدم بگذاريد، در حالي كـه سـرتـان روبـه بالا است و وضـعـيـت انـدام مناسبي داريد، ميزي را انتخاب كـرده و غـذاي خـود را سـفـارش دهـيـد. هنگام انتخاب نوشانه، از پيشخدمـت در موـرد نـوشـابـه اي كـه بـا آن آشـنـايـي نداريد، سؤال نماييد.

با پيش خدمت تا آخر شب هيچ حرفي نزنيد به استثناي "متشكرم" آنهم زمـانيكه بـراي شـمـا چـيـزي مـي آورد. دنـدانـهـاي خـود را نـشـان نـدهيد. در انـتـهـاي شـب آنـچـه كــه پيشخدمت در مورد نوشابه به شما گفته را تـكرار نماييد. 20 درصـد صـورتـحـسـاب را به عنـوان انـعـام بـاقـي بـگذاريـد. او مـمـكن اسـت فـقـط يـك پيشخدمت باشد، اما اين آغاز واگنهاي احترام است.

به نقل از سايت مردمان

منشأ بسياري از شرارت‌ها در جامعه ایران مواد مخدر است

منشأ بسياري از شرارت‌ها در جامعه ایران مواد مخدر است
 

به گزارش بخش فارسی شبكه خبري" ورلد نيوز " (World-news.org/persian )وزير اطلاعات ایران گفت: بسياري از شرارت‌هايي كه در جامعه ما وجود دارد، منشأ آن مواد مخدر است و با ايجاد تعامل با نيروي انتظامي، هم‌اكنون شرايط برقراري امنيت در كشور حاكم است.

«غلامحسين محسني‌اژه‌اي» در حاشيه مراسم سالگرد شهيد يوسف قناعت در ساري اظهار داشت: مأموران اطلاعات حضور دارند و سرسختانه با عوامل مواد مخدر در جامعه برخورد مي‌كنند.

وي افزود: ‌سربازان گمنام امام زمان تا حد توانشان در مقابل اين ناامني‌ها و گستاخي‌ها مقاومت مي‌كنند.

وزير اطلاعات ایران گفت: در تعامل با نيروي انتظامي هم‌اكنون شرايط برقراري امنيت در كشور حاكم است و مأموران ما با مشاهده ناامني‌ در هر نقطه‌ از كشور به طور قاطع با خاطيان برخورد مي‌كنند.

نگاهي به علل گرايش جوانان ونوجوانان به موادمخدر

 

 

نگاهي به علل گرايش جوانان ونوجوانان به موادمخدر                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                          

قزوين ,خبرگزاري جمهوري اسلامي ‏85/04/03         

داخلي ‏.‏اجتماعي ‏.‏موادمخدر‏.‏نوجوانان ‏.‏علل گرايش

"اعتياد"درسده هاي اخيربه عنوان يكي ازآسيبهايي به شمارمي آمده كه

همواره باتهديدجوامع ,نظركارشناسان اموراجتماعي وروانشناسان رابه

خودمشغول كرده است ‏.‏

اين عده بامطالعه رفتارانسانهاوزمينه هاي دروني وبيروني گرايش آنها

به موادافيوني همواره درصددبرآمدندتابه كشف حقيقت بپردازند‏.‏

روانشناسان وكارشناسان اموراجتماعي درعلل گرايش به موادمخدردرهر

يك ازگروه سني "جوانان "و"نوجوانان "به طورجداگانه به اجماع نظررسيده و

جملگي دراين خصوص به ديدگاههاي واحدي دست يافتند‏.‏

اين عده "آزادي بيش ازحد","عدم مراقبت وهدايت آنان درساعات فراغت و

بيكاري ","فراهم نبودن تفريحات سالم وورزش ","ضعف درسيستم آموزشي ","ناآگاهي

ازپيامدهاي اعتياد"و"كمبودمحبت "راازجمله علل روي آوردن به مواد

مخدردرجوانان مي دانند‏.‏

همچنين "ناكامي ها","حوائج اقتصادي ","دردهاي عصبي ","ناراحتي هاي جسمي "

و"دسترسي آسان به موادمخدر"راازديگرعلل گرايش "جوانان "به موادمخدر

نام مي برند‏.‏

باوجودي كه كارشناسان علل گرايش جوانان ونوجوانان به موادمخدررامتنوع

وگاهي متفاوت مي دانندامااين عوامل درنوجوانان هريك به يك ميزان

تاثيرگذارنيست ‏.‏

كارشناسان علوم تربيتي نيز"دسترسي آسان به موادمخدر","فشاردوستان و

همسالان ","گريزازناملايمات ","طغيان عليه والدين ","آشفتگي عاطفي وبيگانگي

ياطردشدگي "راازعمده ترين عوامل گرايش "نوجوانان "به موادافيوني به شمار

مي آورند‏.‏

يك كارشناس علوم تربيتي معتقداست ‏:‏دوستان نقش مهمي درگرايش نوجوانان

به مصرف موادمخدرايفامي كنندومي توان پيش بيني كرداگرنزديكترين دوست

هرشخصي معتادباشد,خودآن فردنيزدرخطرروي آوردن به موادمخدرخواهد بود.

 

"حسن يوسفي "افزود‏:‏نوجوانان به پذيرفته شدن ازطرف ديگران به خصوص دوستان

وهمسالان خود,اهميت بسياري قائلندوچون گروه همسالان "قدرت تاثيرگذاري ",

"نفوذ"و"اقناع "زيادي دارد,مي تواننداعضاراتحت تاثيرقرارداده و

اين تاثيروتاثرتاجايي است كه حتي اعضاگاهي اوقات بااتكابرگروه در

برابرخانواده قيام مي كنند‏.‏

وي اظهاركرد‏:‏مصرف موادمخدرتوسطنوجوانان ارتباطمستقيمي به روابط

آنهاباوالدينشان دارد,فرزندان والديني كه داراي روحيه اي آزادمنش ,پذيرا

واحترام آميزباشندوامكان رشدتدريجي واستقلال درفرزندان خودرافراهم

مي آورندازاين خطرمصون هستند‏.‏

وي اضافه كرد‏:‏والديني كه بافرزندان خودرابطه محبت آميزنداشته ونسبت

به فرزندان خودبي توجه هستندويارفتاري اقتدارآميزوخصمانه دارند,

فرزندان آنهابيشتربه موادمخدرروي مي آورند‏.‏

يك كارشناس ارشدمشاوره نيزگفت ‏:‏كوشش براي گريزازتنش ها,فشارهاي زندگي

وبي حوصلگي ازعوامل مصرف موادمخدراست ‏.‏

"سيدمحمدمينو"افزود‏:‏اگرمصرف موادمخدربراي گريزازوظايف وتعهدات

دوران نوجواني ,فراگيري شيوه هاي برخوردبافشارهاوكسب مهارت هاي ادراكي        

 اجتماعي وحرفه اي صورت بگيرد,همين امرمانع پديدآمدن توانايي هاي لازم در

نوجوانان معتادبراي مواجهه بامسائل دوران بزرگسالي مي شود‏.‏

وي تصريح كرد‏:‏وابستگي به موادمخدرمبين "آشفتگي هاي عاطفي "فرداست در

چنين مواردي براي يافتن علل مشكلات نوجوانان معتادبايدبه آشفتگي هاي موجود

درروابطخانوادگي آن نوجوان درطي دوران رشدمراجعه كرد‏.‏

مينوعمده عوامل گرايش نوجوانان به موادمخدررامواجهه بااحساس اضطراب ,

بي حوصلگي ,افسردگي ,ترس ازشكست وبي هدف بودن درزندگي ذكركردوگفت ‏:‏با

آموزش دادن به نوجوانان براي مواجهه بادشواري هاوايجادروابطصميمانه با

دوستان مي توان ازگرايش آنان به موادمخدرجلوگيري كرد‏.‏

وي "بيگانگي ياطردشدگي "نوجوانان رااززمينه هاي اعتيادوحاصل ياس

ونوميدي درمواجهه بامسايل اجتماعي ذكروتصريح كرد‏:‏دربرخي مواردمصرف

موادمخدربه وسيله نوجوانان حاكي ازاحساس بيگانگي وگرايش دروني به دنيايي

 

است كه به واسطه مصرف موادمخدرحاصل مي شود‏.

‏مينوگفت ‏:‏برخي مواقع افراددرواكنش به تبعيض هاي اقتصادي ,اجتماعي و

شرايطدشوارزندگي وگاه درواكنش به بيماري هاي جسماني ودرهم ريختگي محيط

اجتماعي وخانوادگي خودشان ,هرگونه كوشش براي يافتن معناواحساس هويت را

به طوركلي كنارمي گذارندوبه دنياي فراموشي وبي خبري موادمخدرپناه مي برند‏.‏

وي افزود‏:‏نوجواناني كه موادمخدرمصرف مي كنندتاضمن غفلت وبي خبري از

مشكلات به طورموقت بگريزند,هيچگاه به نيكبختي ,احساس آرامش پايداروتوانايي

مواجهه بامشكلات نمي رسند‏.‏

م ‏.‏ط‏1547/614 /                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                               

 

 

شرکت فنی و مهندسی حقیقت سازان قرن

شرکت فنی و مهندسی حقیقت سازان قرن در سال 1384 با هدف ایجاد اشتغال و شرکت در فعالیت های پیمانکاری ، تاسیس شد. در اواخر سال 1384 جهت ایجاد واحد خدمات اینترنتی در قروه درجزین موضوعات اطلاع رسانی و خدمات اینترنتی، ارائه طرحهای توجیهی و اقتصادی، طراحی و اجرای پروژه های فناوری اطلاعات را به زمینه فعالیت خود افزود و در 22/1/1385 موفق به دریافت مجوز ایجاد واحد ISP به شماره مجوز 336/ 30 از وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات گردید. نوع شرکت، مسئولیت محدود بوده و دارای 3 نفر اعضای هیئت مدیره می باشد. نفرات و سمت افراد اصلی شرکت در ذیل آمده است.

برای مشاهده رزومه کاری نفرات شرکت روی نام افراد کلیک کنید

نام و نام خانوادگی

سمت

تحصیلات

سابقه

محل کار کنونی

مهندس احسان قاسمی مقدم

مدیر عامل و عضو هيأت مدیره

فوق لیسانس مهندسی برق

3 سال

شرکت کنترل گاز اکباتان همدان

مهندس امیرکاظمی مستقیم

عضو هيأت مدیره  و نائب رئیس

مهندس صنایع

3 سال

سیمان هگمتان همدان

محمد حضرتی

رئیس هيأت مدیره

 کارداني حسابداری

5 سال

شرکت کنترل گاز اکباتان

با توجه به موضوع فعالیت شرکت و در اختیار داشتن افراد مجرب و متعهد در زمینه های مختلف، این شرکت  آمادگی خود را جهت انجام امور ذیل اعلام می دارد:

1. ارائه طرح های توجیهی و اقتصادی برای بانک

2.مشاوره امکانسنجی، برآورد قیمت، تحلیل بازار، کنترل پروژه، طراحی چیدمان بهینه، بهره وری

3. طراحی و اجرای طرحهای فناوری اطلاعات از قبیل راه اندازی ISP، شبکه با و بدون سیم، ارائه نرم افزارهای تخصصی مالی و اقتصادی، راه اندازی اتوماسیون اداری و Paper less ، طراحی وب سایت های حرفه ای به همراه ثبت دامین و در اختیار گذاشتن هاست مورد نیاز شما

4.تامین نیروی انسانی مجرب برای فعالیت های مختلف

5. ارائه ی طرحهای تبلیغاتی (طراحی تبلیغات مولتی و ماکرومدیا، طراحی لوگو، بنر های تبلیغاتی، پوستر و ...)

 

نشاني: همدان -قروه درجزين- بلوار امام - جنب کوچه بوستان پنجم - شرکت حقيقت سازان قرن

 

تلفن هاي تماس: 6563807-0812     6564566-0812

راه اندازی سایت اینترنتی در قروه درجزین

امروز که در شبکه اینترنت جستجو می کردم به سایت اینترنت تز نت برخوردم  از میان اسامی تنها نام امیر برایم آشنابود بسیار خوشحال شدم و حسودیم هم شد چون جوانان جای مارا گرفته اند و آرزویی که داشتم انها بر آورده کرده اند

جای بسی خوشحالی است که دوستان جوان ما به این قابلیت رسیده اند

این حرکت خوب را با حمایت از آنان تداوم ببخشیم و کمک کنیم تا رشدکنند و ببالند و ما نیز به آنان ببالیم

این دوستان می توانند با لینک دادن اخبار استانی سایت ایرنا  اطلاع رسانی کنندhttp://www.teznet.ir/News.htm آدرس آنهاست حمایت کنید تا همدیگر را پیدا کنیم

این دوستان از سایت آقای پرویز محمدی می توانند استفاده کنند و من نیز آماده هستم  تجربیاتم را در اختیار شان بگذارم

موفق باشید محمد طاهری

 

آثار موادمخدر بر بدن

 

آثار موادمخدر بر بدن    به نقل از سایت mohassel.com

مهمترين محل اثر موادمخدر بر مغز است. در مغز گيرنده هايي وجود دارد كه اين مواد بر آنها اثر مي كنند. اين گيرنده ها به 3 گروه تقسيم مي شوند:

1 _ اثر بر گروه اول سبب تنظيم و كاهش احساس درد، كاهش فعاليت مركز تنفس، يبوست و اعتياد مي شود.

2 _ اثر برگيرنده هاي  دوم سبب كاهش احساس درد، افزايش حجم ادرار و ايجاد حالت آرامش مي شود.

3 _ اثر موادمخدر بر گيرنده هاي گروه سوم سبب كاهش احساس درد مي شود.

حدود بيست و پنج سال پيش مشخص شد كه در بدن انسان موادي شبيه موادمخدر [مرفين] توليد مي شود كه مهمترين آنها به نام آندورفين ها و آنكفالين ها است. به طور طبيعي وقتي بدن دچار آسيب هاي دردزا و حوادث ناراحت كننده مي شود مغز اين مواد را ترشح  مي كند و سبب كاهش احساس درد و ناراحتي مي شود.

اثر موادمخدر بر روي سيستم پاداش

در شرايط معمولي وقتي بشر از انجام دادن كاري لذت ببرد و به عبارتي ديگر پاداش بگيرد، از مناطق پاييني مغز او موادي به اسم دوپامين و نوراپي نفرين ترشح مي شود و بر روي قشر و ساير مراكز حياتي آن اثر مي كند و احساس لذت و پاداش به او دست مي دهد و سعي در تكرار آن عمل دارد. يكي از آثار مهم موادمخدر فعال كردن همين سيستم است.بنابراين كساني كه يك بار با اين مواد آشنا مي شوند چون سيستم پاداش در مغز آنها تقويت شده، تمايلي شديد به تكرار مصرف آنها پيدا مي كنند.از بين موادمخدر هروئين خيلي راحت تر در چربي حل مي شود. مغز انسان مقدار زيادي چربي دارد، بنابراين در مقايسه با مرفين و مشتقات آن، هروئين پس از مصرف در طي زمان كوتاه تري روي مغز اثر مي كند بنابراين آثار پاداش دهنده و خوشي آور و ضد درد سريع تري دارد.كدئين كه از مشتقات ترياك است به آساني در سيستم گوارش  جذب شده و در بدن تبديل به مرفين مي شود. در يك مطالعه روشن شده كه در معتادان، يكي از آثار مصرف موادمخدر كاهش جريان خون در بعضي از نواحي مغز است.

اما گذشته از آثار ثابت شده مواد مخدر، مردم ممكن است با باورهاي غلط زير، اقدام به مصرف آنها كنند.

1- براي تسكين درد: اين مواد واكنش انسان را نسبت به حس درد كاهش مي دهند و روي عامل اصلي ايجاد درد هيچگونه اثري ندارند. بسياري از بيماري هاي بشر با درد همراه است، از جمله اضطراب، افسردگي، بيماري هاي استخوان و مفاصل، سرطان ها و بيماري هاي عفوني.اما مصرف كنندگان و توصيه كنندگان به مصرف مواد توجه ندارند كه نسبت به اثر ضد درد اين مواد تحمل ايجاد مي شود. يعني مثلا در پنجمين مصرف براي اينكه همان درد اوليه كاهش يابد بايد مقدار بيشتري مصرف شود، كه اين مقدار گاهي تا 30 برابر مقدار مصرف اوليه لازم مي شود.

2 _ عقيده غلط ديگري كه وجود دارد، اثر اين مواد بر روي بيماري هايي مثل قند يا ديابت است. به نظر مي رسد چنين باورهاي غلطي توسط قاچاقچيان دامن زده مي شود تا درآمد مالي بيشتري كسب كنند. يا مصرف كنندگان اين ادعا را مطرح مي كنند تا خود را گناهكار جلوه نداده، بگويند ما براي پيشگيري يا درمان اين بيماري ها، مواد مصرف مي كنيم. در هيچ تحقيق علمي اثر پيشگيري كننده و درماني براي اين مواد ثابت نشده است.

3 _ گاهي افراد بي اطلاع توصيه مي كنند كه مصرف موادمخدر براي كاهش آلام روحي و اضطراب و افسردگي و ساير بيماري هاي رواني كه نسبتا شايع و به شدت آزاردهنده هستند، مفيد مي  است.اضطراب معمولا باتنگي نفس، احساس خفگي، تپش و احساس ناراحتي در قلب، سنگيني سر، احساس درد و ناراحتي در شكم و درد در ساير قسمت هاي بدن همراه است.تفكر غلط اثر تسكيني موادمخدر بر بيماري هاي رواني و اضطراب از آنجا ناشي شده كه اين مواد داراي اثر تسكين بخش و آرام بخش هستند، هر ماده آرام بخشي علائم ظاهري اضطراب را كاهش مي دهد، اكثر بيماري هاي روحي همراه اضطراب هستند، افسردگي كه بيماري قرن است در بسياري از موارد همراه با اضطراب است. بنابراين در اوايل مصرف، شخص كه به هر علت دچار اضطراب و ناآرامي روحي است ممكن است با مصرف مواد احساس آرامش كند. اما اين پديده ثابت شده كه در افراد مضطراب و ناآرام پس از اولين مصرف، خطر اعتياد بسيار بالا است و مواد اعتيادآور قطعا پس از مدتي، خود افسردگي زا و به تبع آن اضطراب آور خواهند بود.يعني در نهايت نه تنها با مصرف موادمخدر افسردگي، اضطراب و آلام روحي انسان كاهش مي  يابد، بلكه تشديد هم مي شود زيرا تغيير خلق و ايجاد حالت شادي كاذب توسط موادمخدر فقط در اوايل مصرف ايجاد شده است.نوجوانان و جوانان در مقطعي از زندگي خود هستند كه بحران و ناآرامي روحي و اضطراب فراواني دارند و به همين دليل است كه با اولين آشنايي ها خطر اعتياد در آنها زياد است. نوجوان روابط اجتماعي و خانوادگي آرام و حمايت كننده اي لازم دارد تا آلام روحي او كاهش يافته به سمت اعتياد نرود.

4- توصيه ديگري كه ناآگاهان براي مصرف موادمخدر دارند در مورد مشكلات روابط جنسي مردان به خصوص مردان جوان است. مشكلات جنسي در آنان معمولا ريشه در هيجانات و اضطرابات شخص دارد اگر اين مواد در موارد نادري از مشكلات فوق بكاهد، در طولاني مدت باعث ايجاد افسردگي و كاهش ميل جنسي مي شود.

5 _ مواد مخدر يعني مشتقات مرفين حركات پيش برنده روده ها را كند مي كند و ترشحات آن را كاهش مي دهد.دردهاي دستگاه گوارش مي تواند ناشي از افزايش حركات دودي روده  ها باشد. در اسهال اين حركت سريع و گاهي دردناك مي شود. در بسياري از هيجانات و اضطراب ها حركات لوله گوارش مختل شده، افزايش يا كاهش مي يابد. مثلا در روده هاي تحريك پذير عصبي دل درد، دل پيچه يا اسهال و يبوست متناوب وجود دارد. اگر مبتلايان به اين بيماري ها با موادمخدر آشنا شوند، خطر اعتياد جدي است. مثلا در مورد اسهال كه همراه با افزايش حركات روده اي است، اگر مشتقات ترياك در دسترس شخص بيمار قرار بگيرد با توجه به كند كردن حركات پيش برنده روده و بهبود ظاهري اسهال خطر اعتياد بعدي را دارد.

6 _ متأسفانه بعضي از كساني كه پس از رانندگي ممتد دچار خستگي مي شوند پس از چند بار مصرف و احساس رفع خستگي و سرخوشي كاذب، در دام اعتياد گرفتار مي شوند.

7 _ اين مواد حالت خمودگي، ابرگرفتگي شعور و با آگاهي ايجاد مي كنند يعني مي توانند بيداري بيش از حد بشر را كاهش دهند. زندگي پيچيده امروز، نياز به كار فكري زياد و گاهي خسته كننده دارد در واقع آدم هاي پركار و آنهايي كه در زندگي روزمره با مسايل پيچيده برخورد مي كنند مجبورند با تمام قواي فكري و ذهني خود وارد ميدان شوند. يعني بشر امروز براي تطابق با شرايط روزمره، بيش از حد بيدار و شايد دائم در حال جنگ فكري است، در حد اعلاي اين پديده بعضي آدم ها همانند خروس جنگي دائم هوشيارتر از مردم ديگر هستند. موادمخدر و الكل اين حالت بيداري بيش از حد را كاهش مي دهد. بنابراين آنهايي كه كار فكري شديد، يكنواخت و خسته كننده مي كنند با اولين آشنايي ها در معرض ابتلاي به اعتياد هستند و موادمخدر و الكل ابتدا آنها را آرام مي كند اما پس از مدتي قدرت مبارزه، كار و ثمر بخشي را از آنها مي گيرد.

8-قسمت اعظم دردهاي بشر روانزاد است، انواع كمردردها، پشت درد، سردرد، دل دردهاي مزمن، دردهاي عضلاني و استخواني، مي تواند جنبه رواني داشته باشد. كساني كه با مراجعه به پزشكان مختلف و استفاده از روش هاي مرسوم فرهنگي، تسكيني براي درد خود نمي يابند، در مقابل مواد مخدر بسيار آسيب پذير هستند.اين مواد اصل درد و عامل ايجاد كننده درد را از بين نمي برند فقط شخص را نسبت به درد بي تفاوت مي كنند.مثلا اگر كسي شكستگي داشته باشد، درد ايجاد شده سبب كم حركتي يا بي حركتي عضو شكسته شده مي شود و فرصتي براي محل شكسته ايجاد مي شود تا استخوان سازي صورت گرفته و محل شكستگي ترميم يابد اما مواد مخدر واكنش انسان را به درد كه همان بي حركتي و كم حركتي است از بين برده و عضو حركت كرده مي تواند جوش خوردن شكستگي را به تاخير بيندازد.

9 _ در مسير اعتياد بتا آندورفين ها كه مواد شبه مخدر درونزا هستند كاهش مي يابد، زيرا با ورود مواد مخدر خارجي به بدن سلول هاي مغز شخص معتاد تنبل شده و اين مواد درونزا را ترشح نمي كنند و مرفين خارجي جاي شبه مرفين هاي مفيد و توليد شده در بدن شخص را مي گيرد.بنابراين پس از ترك اعتياد و در حين آن كه مواد مخدر خارجي به بدن نمي رسد و مغز، ديگر مواد شبه مرفين درونزا ترشح نمي كند، درد و حالت روحي ناخوش و اضطراب و بي قراري در شخص زياد است كه البته پس از مدتي كه از ترك بگذرد مجددا مغز مواد لازم را ترشح خواهد كرد.

10 _ با كاهش آندورفين ها [مواد شبه مرفين درونزا]  در مغز شخص معتاد و بدن او، خاصيت دشمن كشي مونوسيت ها كه از سلول هاي دفاعي بدن هستند كاهش مي يابد. بنابراين شخص معتاد نسبت به افراد سالم به عفونت ها حساستر است و زودتر مبتلا مي شود.

مواد مخدر آن دسته از سلول هاي دفاعي بدن را كه مسئول از بين بردن مهاجمان به بدن هستند، كاهش مي دهند و نيز با كاهش فعاليت آنها مي توانند سبب رشد سلول هاي سرطاني شوند.

درمان تو درد ما شده است

درمان تو درد ما شده است

داروی تو زهر ماست

لذت تو به ذلت ما  می انجامد

اگر وصلت به نفرت

عشق به خشم

مرد به نامرد

سفیدی به سیاهی میر سد

به دلیل دورشدن ازحق است

حق را هرچیز سزاوار و شایسته معنا کرده اند

یعنی که هر چیز بجای خویش نیکوست

دارویی که ایجاد آشوبی درونی کند درمانی نخواهد داشت

من منتظر م منتظر تو که بیایی و با همکلاسی خود درد و دل کنی

 برای من مهم نیست که در چه وضعی هستی مهم اینست که هستی

و جود داری و می توانی منشا اثر و تغییر باشی

یک رای تو سرنوشت  انتخاباتی را عوض می کند اگرچه معتاد باشی

بیا باهم صحبت کنیم

خدا را چه دیدی شاید منم معتادشدم

در عالم رفاقت و دوستی از حق نباید گذشت

اگر به سراغم نیایید و حرف نزنید مجبور خواهم شد

با ذکر اسامی شما را فرابخوانم

و تنهایی بنویسم و تنهایی قضاوت کنم

من هنوز هم فحش خور خوبی هستم

اگر دردو دل کنیم واگر بتوانیم لبخند بزنیم

موفقیت بزرگی نصیبمان شده است

 

نیلو فر ها در باتلاق می رویند از پرویز محمدی

بر می گردم و به روستایم نگاه می کنم

همه چیز گویی در میان نفس شیطان

خفه می گردد


همه چیز در میان باتلاق اعتیاد می گندد


از خویش می پرسم..


اَیا گاه رفتن و رخت بستن از این دیار فرا رسیده است

اَیا عنکوبت خواری و خفت بر جانم تارهایش را تنیده است


چرا دیگر سازم نغمه سر نمی دهد

چرا دیگر طنین اَوازم حتی به گوش دلم نمی رسد


خدایا روستایم چرا اینگونه می میرد

چرا اینجا دلم اینگونه می گیرد


خدایا عزیزانم در اینجا سخت می گندند

ببین از فرت بدبختی تلخ می خندند


الهی .ای خدا بر حق مولا


بکن پر زعشق خود جانهاو دلها

که دلهامان همه الله گویند

که جانهامان همه الله جویند


خدایا رحمتت را زقروه کم مگردان

خدایا قروه ای را ز کویت بر نگردان


خدایا قرو ه ای را به راه خود فرا خوان

خدایا قروه ای را ز نیکویان بگردان



اگر قروه به سان باتلاقیست

دل یک قروه ای مانند باغیست


هنوز عشق حسین در جان و دلهاست


درون باغ دل بس نیلو فرهاست


و .. ندا می اَید از اعماق جانم

من اهل قروه ام .اینجاست مکانم

سلام پرويز جان

عاشقانه می انديشی
 عاقلانه می نگاری
وجد آفرين می شوی
لازمه تغيير رفتار تغيير افکار است
اگر بتوانيم ارتباط ايجاد کنيم
می توانيم آموزش دهيم
اگر بتوانيم آموزش دهيم
می توانيم افکار را عوض کنيم
من آدم بسيار خوشبخت و موفقی هستم
زيرا اکنون با تو همراه شده ام
دو نفر شده ايم و بزودی تکثير خواهيم شد
من از  مطالب شما  استفاده می کنم
ما تلاش خواهيم کرد زمستان سرد و سخت کودکی و بهار پرآشوب و  متغيير جوانی تابستان پرباری به همراه داشته باشد
اگر نفر سومی هم به کمک مابياید برای امسال کافيست
بر اين باورم که بزودی دريچه ای باز خواهد شد
دستی سپيد  سياهی ها را خواهد شست .
محمد طاهری

جذب سرمایه تنها راه پیشرفت منطقه است

سلام دوستان

اکنون که کارخانه سیمان کوره اش داغ است و بازار قروه رونق دارد و وام های دولت برای ایجاد کار گاه های کوچک تخصیص داده شده و کشاورزی دشت را سبز سبز کرده است بجنبید تا با سرمایه گذاری های مناسب آینده خود و منطقه را تضمین کنید

حتما فراموش نکرده اید روزهایی را که فرزندان این خطه برای کسب درآمد به آنسوی کوههای غربت پناه می بردند

شکر گزار باشیم که دهها نفر از دوستان در ادارات بخش قروه در جزین مشغول کار هستند و در چرخه اقتصاد منطقه موثرند .

شهرک فرهنگیان و  شهرک سیمان وساکنانش منابع درامد این شهرند کار می کنند و خرج می کنند

الله را شاکر باشیم و پاسبداریم نعمت های گرانبهایی را که به ما ارزانی داشته است

بکوشیم برای فردای بهتر

سرمایه گزاری کنیم برای فردای بهتر

خوب تفریح کنیم

هرز نرویم

کوفت و زهر مار کم بکشیم

نوکر لذت باشیم نه امیر ذلت

از وابستگی های خود ساخته مخرب خلاص شویم

می دانم که اینگونه اید بیشتر باشید.

 

شریک ممد از نگاه لطیف و با احساس  پرویز محمدی

شریک ممد یر لر سنی یورمادو

هچ اکارا سنی دالا قوی مادو

گئجه گونوز بل چینینه ایشله دی
اوروشلوخدا بیچنده سو ایچمه دی

میل ایردلی سندن یامان گورمدی

دالوجکده بیر کس یامان سوی مه دی

شریک ممد گون قرودا باتوبدو

بیلن قارداش دوستاقلاردا یاتوبدو

یوخودان دور چراغوتوت دوش یولا

سو گئتمییه کردیلری چوخ دولا

میربچو یاتمویا سو دوشه یولا

یولچولارا .یول و ایز پالچوخ اولا

مشد ابراهوم قالانون دینگه سینده

اذان وریر بیر غم واردو اونون بوگون سسینده


شریک ممد سویوی گدیر باشونا

یتیشمیب اوغلوی یددی یاشونا

قوی ما گونان قمیش سنی اولدور سو

اوزگه گلسی چولوی یردن گوتورسو

قمیش سنی اولدور سه

قاپوی اجل دوی دورسه

کوسسا ابیل یتیمی

هر یتنی یتیمی

یقجکدیر دالولانا

ووراجکدیر باشونا

بازار دا کوچه لرده

اوخویاجک هر یرده

شریک گئددی بیچینه

قمیش باتددو قیچینه

قمیش دیی کوزازدو

کوزاز ریشه سین قازدو

ایمانون ساتماموشدو

دینینی اَتماموشدو



حیف اما دینه یالان قاتدولا

اونا یالان ساتدولا

اونا دووا یازدولا

حق یولوندان ازدولا

دوا اونا نینه دی

کوزازونان قینه دی

اجل چاتدو دادونا

کلفت دوشدو یادونا

اولدوزو گویدن اَخدو

گوزلری گویه باخدو

داوار مالو مئله دی

اوغلو اَغلار هله دی

بیر مسلمان بیر کیشی

اوردا توکندی ایشی

کلفت قالدو لم یثیر

بیر جوی اکین بیر سیقیر


شریک ممد کیمیدی

اون یاشدان سقیریدی


یاقچو مسلمانودو


اونون کمین اَزودو


اَلله هون رحمتی اونا همیشه گلسی

انشاالله بهشتده اکدیگینی درسی


شریکین اوغلو بویوسو سالار اولسو


مولا علی یولوندا حر دلاور اولسو


قروالو نون اورگی الله عشقینن دولسو

تاریخین داغلاروندا مولا یولونو یونسو

دنبال کسی نگرد مخاطب من همه دوستان هستند

من تو را  می بینم چه خمار افتادی

من تو را می بینم به کنار افتادی

سوز سرما شده ای و به بهار افتادی

باخته ای چون به قمار افتادی

اسفا چون نفسی که به شمار افتادی

باورم نمی شود معلم خوب و عزیزم تا این حد ....

او الگوی مابود و هنوز هم اگر بخواهد می تواند الگوی کسانی باشد که می خواهند با شمشیر همت بندهای وابستگی به مواد را پاره کنند

خیلی دلم می خواست تورا می دیدم و با تو که سالها مشق کردم بسیار آموختم و هرچه دارم از بذل محبت توست صحبت می کردم

وقتی تو در دام افتاده باشی طبیعی است که پوست شاگردانت را نیز دباغی کرده باشند

من تو ر ا دوست دارم و من نیز اگر در ان محیط بودم چه بسا معتاد شده بودم

اما می خواهم بدانم چرا چنین شده است

منتظر دستان گرم دوستانم تا چاره ای بیندیشیم

من اصراری ندارم که شما ترک کنید اما

اصرار دارم بدانم  عامل اینهمه زیاده روی چیست

چرا عامل لذت دلیل ذلت شده است

حرف بزنید فحش بدهید اما بیاید باهم درد و دل کنیم  

بی صبرانه منتظر شما هستم