خالق هستی در قران  عامل هلاکت آدمی را  جهل و خود خواهی می فرماید

از هرکه بپرسی از جهل بیزار است و عاشق دانایی

آدمها سعی می کنند خود خواه نباشند چون از آدمهای خود خواه بدشان می آید دوست دارند دیگران آنها را بخواهند

گویند معشوقه نیز برای  حظ عشق خواستنی است

واژه جهل یا نادانی  یا دانایی گاهی در وهم و خیال و تصورات آدمی ویلان می شود

بماند تعابیر و معانی خودمانی باشیم

حسن دوست دارد سربه تن محمد نباشد

علی تصمیم دارد دخل ولی را بیاورد

اکبر چون دماغ گنده است نمی تواند مشکل مارا حل کند

ما جهان و مکان و زمان مشترکی داریم

زبان و اهداف و...

عرصه خودخواهی را تنگ نکنید

دامنه جهل را گستر ندهید

یک مجموعه و یک سیستم با اعضای آن قابل تعریفند

بستنی فروش بی مشتری عاقبت کارش به سماق مکی می انجامد

بیضه و لوزه و مغز همه ارزش دارند

سیستم جامعه بی بودن ما جامعه نیست

خودخواهی را تا انتهای جوامع انسانی گسترش دهید و مجموعه خلقت را ...

جهل را با گویش و پرسش محدود کنید و با تحمل دیگران  از طویل بودن تعریفش بکاهید

ما همه یک مجموعه ایم همه خواه باشیم من نباشم تو که را خواهی کشت ؟

تو نباشی من با چه کسی گفتگو کنم